پارت صد و سی و یک :

همسر هومان و دخترانش سراسیمه مقابل عمارت آمدند و در انتظار بودند تا شاید خبری از بردین برسد. همسر هومان بی‌قرار قدم می‌زد و زیر لب دعا می‌خواند:-ای ایزد والا و مقتدر، ای که در همه‌ی احوال ما را یاری می‌رسانی. نذر ده گوسفند به درگاهت می‌کنم تا پسرم بردین را از هر گزندی مصون بداری. التماس میکنم که او را در سایه لطفت، سلامت بداری...
برای بار چندم رو به ندیمه‌اش گفت:- چرا عالیجناب خشاتری

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • شیرین

    0

    من یکم تعجب کردم که بردین مرد چون توی رمان چمروش درمنه از زندگینامه ها خوند که نوشته بود سه تا از فرزندان هومان میمیرن که فقط اسم یکی از اونها ثبت شده بود که اونم با توجه به چمروش بودن اکام و ماسیس اسم داتام بوده...چون از نظر خودشون سه تا فرزند مرده داشته میشه ماسیس اکام و داتام که دوتا اولی چمروشن.

    ۲ ماه پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    شجره خانواده هومان بعد از سلطنت نوشته میشه و چون داتام در نوزادی میمیره اصلا اسمی از اون نبوده. همونطور که مادر درمنه گفته بود چون مرگ و میر نوزادها زیاد بوده اسمی از اونها آورده نمیشده. اما در هر نسل یک نوزاد بسیار مهم وجود داشته که با وجود اینکه مثلا در نوزادی مرده، غیرعلنی و بدون آوردن نام، بهشون

    ۲ ماه پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    بهشون اشاره میشده تا سرنخی بر اثبات چمروشهای نسل قبل باشه و یکی از همونها هم چون اسمی ازشون در شجره نامه نبوده، شروع میکنه به نوشتن نام خودشون و همینطور نسل به نسل هر چمروش اسم خودش رو به لیست اضافه میکرده و اون لیست رو داخل زیرزمین معبد نگهداری میکردن.

    ۲ ماه پیش
  • شیرین

    1

    بله درسته ...متوجه شدم اخه یکم واسم سوال شد که چرا اینطور شد ...ممنونم سعیده جوون❤️✨

    ۲ ماه پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    خودمم انتظار داشتم ممکنه کسی براش سوال پیش بیاد 👌👌🌹

    ۲ ماه پیش
  • شادی

    2

    واوووووو عاشق این فکتای ریز و جذابم

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    1

    دیگه نمی تونم تحمل کنم. به من یک ابیش بدهید :)))

    ۲ ماه پیش
  • Amirali

    1

    این رمان آلی هستش

    ۲ ماه پیش
  • دلارا

    1

    دیالوگای ابیش خیلی قشنگ بود دوستش داشتم 😍

    ۲ ماه پیش
  • ابیش

    0

    یه دونه ابیش لطفا 🥲😪

    ۲ ماه پیش
  • فن ماسیس

    1

    خیلی قشنگ بود با اینکه اولش باهاش عر میزدم ادامش قلبی قلبی شدم 😍😍

    ۲ ماه پیش
  • آوا

    2

    من به شخصه عاشق اینم که پشیمانی رو تو چشم های بانو آیرا دلاریس و خواهر دیگشون ببینم تو چشم هومان واقعا نیازمندم به غلط کردن بیفتن

    ۲ ماه پیش
  • پرنیا

    1

    پارت عالی بود

    ۲ ماه پیش
  • پرنیا

    1

    ای جااان 🥰😍🥰😍 وشتی رو جوری بغل زده که آریو هم خجالت کشید 😂❤️

    ۲ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    هومان تو که میدونی دخترته یه کم دفاع کن ازبن دختر ،بخدا گناه داره

    ۲ ماه پیش
  • پرنیا

    1

    پسر خنده روی کاخ هم کشته شد 😔 چقد ماسیس مظلومه که حتی نمیتونه برای برادرش عزاداری کنه

    ۲ ماه پیش
کپی شد!