گیلاس های نارس به قلم نسترن جوانمرد
پارت هشتاد و یک :
آستینهای هودیِ سرمهایاش تا روی ساعد بالا رفته بود و رگهای برجستهی دستش با هر تکان آرامِ شِیکر زیر پوست میلغزیدند. صدای برخورد یخها و مایعِ غلیظِ درون شیکر، در فضای خلوت کافه پخش میشد. دستبندِ مهرهایِ دور مچش بالا و پایین میپرید و نور زردِ آویزهای سقفی، روی مهرههای مشکی برق میانداخت.
نگاه کوتاهی به مسیح انداخت. روبهرویش، روی صندلیِ پایهبلند نشسته بود؛ آرنجه
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
وای وای وای مسیح
۱ ماه پیشالناز
0ایش باز این مار غاشیه اومد😬
۱ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
اه اه اه دخترهی چندش 😑😑
۱ ماه پیشفن مسیح و حنا
0دوست پسرم آفتابگردون نخره کنسله ❌️❌️
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂😂😂
۲ ماه پیشفن مسیح و حنا
0پونه جان کمتر فشار بخور عزیزم هرچقدر بیشتر تقلا کنی بیشتررخار میشی احمق
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
من واقعا نگران پونهم... چون معلوم تیست توی ذهنش چیه!
۲ ماه پیشفن مسیح و حنا
0عشق یعنی از خود گذشتن و مسیح بخاطر حنا از خودش گذشت واقعا من فکرمیکنم احساسش به حنا عشقه و اون حسی که یه ترنگ داشته فقط نیه وابستگی ساده بوده
۲ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
احساس مسیح نسبت به حنا ساده و سطحی نیست… ریشهدار و جدیه. 🤍✨
۲ ماه پیشمینا
1ممنون عزیز داستان قشنگ وپر احساسی هست❤️
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
خداروشکر که خوشتون اومده 🤍
۲ ماه پیشترنم
0من هنوز باورم نمی شه حریر آروم شده..نسترن تو بگو چه نقشه شومی داره این
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
بهتره بگیم من چه نقشه شومی دارم نه حریر 🤣💔😈
۲ ماه پیشترنم فن پولاد
0نسترن توقعمو بردی بالا..پسری که برام دسته گل بزرگ یهویی نخره کنسله🤣
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🤣🤣 وای منم توقعم رفت بالا خدایی... حالا میقهمم چرا سینگلِ دائمالعمرم.
۲ ماه پیشترنم فن پولاد
0مسیح داره از همه چیش میگذره از آرزوش و هدفش که حنا رو تنها نزاره و چه زیبا و قشنگگگگ💋✨
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
و شاید ارزشمندترین بخش عاشقی، از خود گذشتن باشه... 🥲🥲
۲ ماه پیشترنم فن پولاد
0جان؟پونه از کجا اومد دیگه؟بقیه هم خواهرشوهر دارن منم دارم شانس ندارم با😔😂
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🤣🤣 وقتی شانس پخش میکردن تو یه جا دیگه بودی عزیزم
۲ ماه پیشآوا
0قربون خودت و نازِ قلمت🫀
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
دورت بگردم 🤍
۲ ماه پیشآوا
0مسیح داره از همه چیش میزنه که حنا خوشحال باشه:)
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
حتی از خودش گذشت:))))
۲ ماه پیشآوا
1درسته خدا پدر حنا رو ازش گرفت و هیچکس جاشو نمیگیره، اما یک مردی اورد تو زندگیش که نذاره آب تو دلش تکون بخوره..
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
بعضی وقتا خدا یکی رو میفرسته که دستت رو بگیره و کمک کنه با اون جای خالی زندگی کنی 🌻🌻
۲ ماه پیشآوا
0مسیح تو چقدر مردی، تو چقدر خوبی، خدای جذابیت
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂😂 ازش بت ساختی؟ تسلیت میگم
۲ ماه پیشآوا
0یه قسمتی به نظر جدید می اومد، مشخص بود مهر تایید رئیس تون رو نخورده😒
۳ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
رئیس تنبیهم کرد 😁😁
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Zoha
0وای مسیح🥲🤌❤️ 🔥❤️ 🔥