پارت بیست و چهارم :

هنگ کرده بودم و سقف دهنم از شدت بهتی که بهم وارد شده بود، خشکِ خشک بود.
یعنی چی؟!
چطور ممکنه ماشین بدون راننده حرکت کرده باشه؟
البته بعید هم نیست...با اون اوضاع و پرشی که از پنجره‌ی اتاقم به حیاط خونه کرد و هیچ اتفاقی براش نیفتاد؛ بی‌شک نامرئی شدن عین آب خوردن می‌موند براش!
سیاوش با نگرانی و ترس نامحسوسی که باعث لرزیدن صداش شده بود، تکونی به بازوم وارد کرد:
- توضیح بده آشو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
آخرین نظرات ارسال شده
  • محیا

    0

    حالا مهراب انس یا جن؟؟

    ۱ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    مشخص می‌شه

    ۱ هفته پیش
  • یه بنده خدا

    0

    وایی یعنی اون موجود وحشتناکی که دید و با اوردن اسم خدا غیب شد مهراب بود؟؟ میخواست چیکار کنه مرتیکه؟😱

    ۲ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آره احتمالاً

    ۲ هفته پیش
  • معصومه

    0

    مهراب از نیروی آشوب میترسه انگار،وای کیه در میزنهه؟؟

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    جا خورد انگار...انتظار نداشت یعنی

    ۲ ماه پیش
  • نگار

    0

    وایی اصلا نمیتونم حالم رو توصیف کنم یعنی واقعا خدایا یعنی یه چیزی شاید تو وجود آشوب باشه که حتی از مهراب قوی تر و شاید ترسناک تر باشه وایی حدیث با رمان آشوب دل من رو هم آشوب کردی دختر واقعا عالی بود💙💙

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    از مهراب فکر نکنم بالاتر باشه🫠الهی عزیزم

    ۳ ماه پیش
  • نگار

    0

    عه واقعا پس مهراب برا خودش یه پا همه فن حریف یه😄💙💙

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فعلاً داره می‌تازونه...

    ۳ ماه پیش
  • نگار

    0

    اما من فکر نمیکنم نیرویی که آشوب داره شیطانی باشه چون وقتی اسم خدا رو صدا زد از دست مهراب نجات پیدا کرد☺️💙💙

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    اینم هست👏🏻👌🏻

    ۳ ماه پیش
  • دیانا

    0

    یا خدا. تا لحظه اخر پارت فکر میکردم که مهراب در اصل اشوب و نجات داده و از دست اون موجود شیطانی نجلتش داده. ولی فهمیدم که مهراب خود اون موجود شیطانی بوده. وای چقدر رمانت قشنگه. خیلی هیجان دارم. قلبم تند تند میزنه. سر هیچ رمانی این شکلی نشده بودم.

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بیا جلوتر و به پارت‌گذاری برسون خودت رو🫠هیجان‌های اصلی تو راهن

    ۳ ماه پیش
  • دیانا

    0

    امروز خودم و میرسونم

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    😉

    ۳ ماه پیش
  • برفین

    0

    اشوب رو یک نیروی شیطانی داره که صد درصد از مهراب قوی تره

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نه...

    ۳ ماه پیش
  • ن‌ف

    0

    یه سوال پس اون همه خونی که از دست داد اون همه زخم چونه و جای چنگ روی گردنش چیشد؟اینارو سیاوش نمیتونه ببینه؟

    ۴ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نه... بعداً معلوم می‌شه چرا

    ۴ ماه پیش
  • فیوزپفیوز

    0

    وای وای خییلییییی هیجانی شددددددددد واااییییییی🥹🥹🥹🥹🥹اونهمه چونه و زانو هاش خونی شدن چیشد پس؟فقط گردنش آبی شد؟پس قلبش چی ؟فشاری به قلبش وارد نمیشه؟

    ۴ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    پارت بعدی رو خوندی🙂؟

    ۴ ماه پیش
  • محرابی

    1

    واقعا هم باید بترسی آشوب جان ماندیده این همه گرخیدیم وای به حال تو. ممنون زیبا وهیجان انگیز واقعا

    ۴ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    والا🥲

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    محراب وقتی تعجب کرد که آشوب اسم خدا رو صدا زد قدرت آشوب بیشتر نیست ایمانش قوی هست 💙

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🧐ولی بنظرم موضوع یه چیز دیگه‌ست

    ۴ ماه پیش
  • سارا

    0

    سیاوش که اینجوری از گفتن حرفاش ترسید وای بحال خود اشوب💚

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بچه قراره پوست کلفت بشه

    ۴ ماه پیش
  • فن پگاه و پوریا

    1

    حس میکنم آشوب قدرت بیشتر و قوی تری نسبت به مهراب داره و وقتی اینو بفهمه ازش سواستفاده کنه و یا به یه شیطان واقعی تبدیل بشه . 😈☠️😂

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فکر نکنم همچین اتفاقی بیفته🙃اما شاید قدرت مقابله با مهراب رو پیدا کنه

    ۴ ماه پیش
  • فن پگاه و پوریا

    0

    وَاوووووو ، حاجی یعنی قدرت آشوب بیشتر و قوی تر از ماله مهرابه که حتی خود مهرابم تعجب کرده بود ، یه چیزی ترسناک تر ، قوی تر 🤔🤔

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نه اینطوری نیست...چی بگم که باید زمان بگذره و پارت‌های بیشتری رو مطالعه کنید تا متوجه موضوع بشید

    ۴ ماه پیش
  • فن پگاه و پوریا

    0

    مگه صورت و بدن آشوب زخمی نشده بود پس چی شد چطور سیاوش حرفی از اونا نزد !؟؟ یعنی قابل دیدن نیست !؟

    ۵ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    اینا ببینید چقدر عجولید! پارت بعدی رو بخون متوجه می‌شی🙃

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️