پارت بیست و چهارم :

به محض رسیدن به پذیرایی بدن بی‌جان پدربزرگش را دید و زانوهایش سست شد. حال آقابزرگ به‌ قدری رو به وخامت بود که ناچار او را با آمبولانس به بیمارستان رساندند. وضعیت پیرمرد چنان نگران‌کننده بود که پزشکان بی‌معطلی او را در بخش مراقبت‌های ویژه بستری کردند. آراز و خسرو و سهیلا که از همان لحظه‌ی اول همراه آمبولانس بودند، تا سپیده‌ دم در بیمارستان ماندند و دل نگران پشت درب‌ها قدم زدند.
ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت علی در رمان اعجاز دلدادگی علی
تصویر شخصیت خسرو در رمان اعجاز دلدادگی خسرو
تصویر شخصیت آراز(نقش اصلی) در رمان اعجاز دلدادگی آراز(نقش اصلی)
تصویر شخصیت دلارام(نقش اصلی) در رمان اعجاز دلدادگی دلارام(نقش اصلی)
تصویر شخصیت محمد در رمان اعجاز دلدادگی محمد
تصویر شخصیت یاشار در رمان اعجاز دلدادگی یاشار
تصویر شخصیت یاسمن در رمان اعجاز دلدادگی یاسمن
تصویر شخصیت سمانه در رمان اعجاز دلدادگی سمانه
تصویر شخصیت گلی در رمان اعجاز دلدادگی گلی
تصویر شخصیت سرگرد عسگری در رمان اعجاز دلدادگی سرگرد عسگری
تصویر شخصیت شیدا در رمان اعجاز دلدادگی شیدا
تصویر شخصیت مهتاب در رمان اعجاز دلدادگی مهتاب
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من عاطفه میرزائی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • محیا

    1

    آخی آقا بزرگ مرد خیلی برای آراز ناراحتم

    ۵ ماه پیش
  • بهار

    3

    من با این پارت خیلی گریه کردم چون منو یاد پدربزرگ مرحومم انداخت(:

    ۵ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    روحشون شاد 🌹

    ۵ ماه پیش
  • اسپایدرمن

    5

    آخیششش بلاخره آقابزرگ سقط شد تا این آقابزرگ نابزرگ باشه که دیگه دلارام رو قضاوت نکنه😔🎀🤣🤣🤣🤣ولی اگه تو وصیت نامه نوشته باشه آراز و یاسمن با هم ازدواج کنن خودم به شخصه یاسمن هم میفرستم پیش اقابزرگش💆🏻 ♀️🔪🪓🤣🤣🤣🤣

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🤣 🤣 🤣 گناه داره

    ۶ ماه پیش
  • نفس

    3

    آخ چه پارت دردناکی بود منم بغضم گرفت خیلی سخته

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🥹 😭

    ۶ ماه پیش
  • هیفا

    7

    فقط تووصیت ننوشته باشه بایاسمین ازدواج کنه که خیلی بدمیشه

    ۶ ماه پیش
  • مهدیس

    9

    خدا خدا میکنم آقا جون تو وصیت نامه ش ننوشته باشه اراز باید با یاسمین ازدواج کنه

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🧐 🙃

    ۶ ماه پیش
  • Sahar

    2

    یعنی نوشته 🫠🤐 حتما گفته اگه ازدواج کنه ارث میبره

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🧐 🥹 🙃

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    این کلیشه ای هست که اگه ارث میخواد باید ازدواج کنه🙃

    ۶ ماه پیش
  • Sahar

    1

    خداروشکر 😅

    ۶ ماه پیش
  • Fatemeh*

    2

    وای نه تورو خدا منم استرسشو دارم آراز فقط ب دلارام میاد ولا غیررررررر

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    😎 😎

    ۶ ماه پیش
  • Fatemeh*

    1

    عاطفه جون با ما این کارو نکن ….. خدا کنه علی از یاسمن خوشش بیاد با اون جور بشه 😅

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    آخی 😢 در ادامه باهام باشین تا ببینیم چی میشه

    ۶ ماه پیش
  • ریحانه

    2

    چقد سخته تکیه گاه تو دیگه هیچ وقت برای همیشه از دست بدی

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🥹 خیلی سخته

    ۶ ماه پیش
  • عسل

    4

    درسته آدم به درد نخوری بود پیری ولی دلم سوخت برای آراز از داست دادن عزیزم اونم پدر بزرگ خیلی سخته کاش واقعا پدر بزرگ مادر بزرگ ها عمر جاودانه داشتن هییی 🥺

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    ای کاش...

    ۶ ماه پیش
  • تی دا

    1

    اخی آراز عزیزم 😔

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🥹 😭

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️