پی یار به قلم الهام فتحی
پارت صد و نود و نهم :
قرار بود فقط خودمان باشیم.
ما و عمو احسان و عمه آرام.
ولی به وقت نمازش در شاهچراغ، چنان جمعیتی پشت تابوتش صف بست که قابل باور نبود.
گویا مردم خودجوش هوس نماز میت کرده باشند.
بعد هم یک دور طواف و پشت بندش راهی فرودگاه شدیم..
با خانواده ی پدربزرگش عباس هماهنگ کرده بود.
قرار بود در فرودگاه استانبول پیکرش را تحویل بگیرند.
عمه و عمو هاکان هم که همراهی اش می کردند.
م
لطفا صبر کنید...