پارت صد و نود و پنجم :



بدترین اوقات برای میرای مقاوم شده ی این روزها تزریق کورتُن بود و دردی که بعدش همه ی تنش را درگیر می کرد.
دختری که در لجبازی نمونه ی بارزی بود جوری از پلک هایش بی صدا اشک می ریخت که حس می کردم دنیا بر سرم آوار می شود.
دیده بودم مریض بد حال.
تا دل بخواهد و چشم از دیدن سیر شود.
اتفاقا پا به پای همراهشان غصه هم خورده بودم، ولی شاید از دست دادن فریال من را ضعیف تر از قبل کرده بو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!