پارت بیست :

تا طلوع خورشید بابت بدن درد خوابش نبرد و همچون مار زخمی به خود پیچید. موبه‌مو زندگی تباه خود را مرور کرد و درد نشسته بر قلبش هم به دردهای بدنش اضافه شد. صبح خروس‌خوان خاتون به دنبالش آمد و خبر داد از آن روز باید کنار خودش و گلی کار کند. پس از دوش سرسری، از حمام بیرون آمد. آب گرم کمی از کوفتگی بدنش کاسته و سرحالش کرده بود. دخترک پس از پوشیدن لباس‌های خدمتکاری که گلی به او داده بود، حسی از حقØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت علی در رمان اعجاز دلدادگی علی
تصویر شخصیت خسرو در رمان اعجاز دلدادگی خسرو
تصویر شخصیت آراز(نقش اصلی) در رمان اعجاز دلدادگی آراز(نقش اصلی)
تصویر شخصیت دلارام(نقش اصلی) در رمان اعجاز دلدادگی دلارام(نقش اصلی)
تصویر شخصیت محمد در رمان اعجاز دلدادگی محمد
تصویر شخصیت یاشار در رمان اعجاز دلدادگی یاشار
تصویر شخصیت یاسمن در رمان اعجاز دلدادگی یاسمن
تصویر شخصیت سمانه در رمان اعجاز دلدادگی سمانه
تصویر شخصیت گلی در رمان اعجاز دلدادگی گلی
تصویر شخصیت سرگرد عسگری در رمان اعجاز دلدادگی سرگرد عسگری
تصویر شخصیت شیدا در رمان اعجاز دلدادگی شیدا
تصویر شخصیت مهتاب در رمان اعجاز دلدادگی مهتاب
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من عاطفه میرزائی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • پروانه

    0

    مثلا بهش میگن آقا بزرگ ثروتمند منطقه و ادم بزرگیه نباید حداقل اونجور که توقع میره بزرگانه رفتار کنن؟ قصد هتک حرمت به یه دختر و دارن و دو قورت و نیمشون هم باقیه؟

    ۳ ماه پیش
  • م

    1

    وای وای خاک برسرت آقا بزرگ،خاک بر سرت ثریا،برو اون پسر بی تربیت و اون دختر دوروتو ادب کن 😏

    ۴ ماه پیش
  • نرگس

    2

    پیرمرد مثلا تو سنی ازت گذشته ابلح چقدر احمقییییی اخه ینی چی هرچی ثریا عنتر بگه

    ۶ ماه پیش
  • نفس

    1

    خدارو شکر گلی هست خاتون هست ان شاالله بقیش هم به خیر بگذره

    ۶ ماه پیش
  • Aysan

    1

    وای از دست ثریا ، باز اون مادره یه چیزی شاید آدم بهش حق بده ، ولی آقابزرگ دیگه چرا اینجوری میکنه🙄

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    به حساب مریضی و حال بدش بذاریم که بی اعصاب شده🙃 😁

    ۶ ماه پیش
  • Aysan

    1

    خب پس امیدوارم آدم بدی نباشه🤲🏻😂

    ۶ ماه پیش
  • معصومه

    2

    تعجبم از آقا بزرگه، یه سن و سالی ازت گذشته حداقل تو مراعات کم این دختر رو اذیت بدین🥲

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🥲 🥹

    ۶ ماه پیش
  • ریحانه

    1

    بگردم برای دختر مظلومم یعنی خاک برسر ثریا کنن که بی شرفیه پسر خودش و میندازه گردن بچه ی مردم آشغال

    ۶ ماه پیش
  • اسپایدرمن

    3

    من تضمین نمیکنم تا آخر داستان قاتل ثریا و آقابزرگ و یاشار و سمانه و یحیی نشم😔🎀🤣🤣🤣🤣🤣ولی جدا از اینا گلی چقدر مهربونهههه🥹🍓✨️

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    گلم آرامش خودتون رو حفظ کنین، اصلا همشون رو بکشنین صاحب اختیارین 🤣 🤣

    ۶ ماه پیش
  • زهرا

    2

    دوس دارم اقا بزرگ و با ثریا رو از وسط دو نصف کنم😡😡

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    راحت باشین

    ۶ ماه پیش
  • دینا

    1

    انشالله زنده به گور بشی آقابزرگ🔪🎀

    ۶ ماه پیش
  • مریم

    0

    اخ امان از دلارام🥲

    ۶ ماه پیش
  • عسل

    2

    واقعا بلد نیست یه سنی ازش گذشته دیگه نباید عقلشو بده دست این اون که هر چی ثریا بگه مردشور ثریا با خوانوادش ببرن به خودت بیا مرد یه پات لب گوره برای چی آخر عمری برای خودت فوش میخری عه عه هه

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🤣 🤣 🤣

    ۶ ماه پیش
  • آتاناز

    0

    وای نگو عسل که یه ساعت فقط دارم حرص میخورم مردک 🤬🤬🤬انشاالله یَک یَکتون برید به درک 😡😡🤬🤬

    ۶ ماه پیش
  • عسل

    0

    خیلی آدم های حرص درارین اصلا نیمفهمن می دونی طرف یه پاش لب گوره ولی بازم خره

    ۶ ماه پیش
  • هیفا

    0

    ثریا عجب زنیه اقابزرگ چرا اینجوری کرد فکر کردم مرد خوبیه

    ۶ ماه پیش
  • عسل

    0

    آخ ثریا آخ زبونتو مار بزنه احمق چندش آقابزرگ ری...تو بزرگیت که بلدش نیستی

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    بزرگی بلد نبودن رو خوب اومدی😎

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️