آکادمی ارکیده و خار به قلم مرجان فریدی
پارت هشتاد و پنجم :
⸻هاناــــــــــ
دستهایم توسط میرن کشیده میشد. حس میکردم تا کمی دیگر دستم از آرنج کنده میشود و باید تا آخر عمر با یک دست سر کنم.
هر چند قدم، پاهایم روی زمین کشیده میشد. او داشت با سرعت هرچه تمامتر من را به سمت پشت خوابگاه پسرها میبرد. نفس در سینهام حبس شده بود. چند قطره ریز باران را احساس کردم که روی صورتم سقوط کردند. همین را کم داشتم.
همانطور که پشت سر می
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آریانا
2به دلیل شیرینی و بامزه بودن بیش از حد این پارت بنده دچار ضعف شدم🥹🎀🩷
۲ هفته پیشSNA
3چقد کنار هم قشنگن دلم رفتتت
۲ ماه پیشZinb
5این دونفر واقعا لبخند میارن رو لبام جوری که فقط قهقه میزنم😂😂
۲ ماه پیشمونیکا
10فقط اونجایی که میرن با کراواتش خون زیر بینی هانا رو تمیز کرد یاد شوران افتادم که با کراواتش زخم پای آریلو بست 🥺🫠
۲ ماه پیشغزال
3من غشش کردمممممم
۲ ماه پیشN.a
15این همه مو بلند کردیم یکی نیست بگه نگران موهات بودمممم
۲ ماه پیشHera
4مود منی که موهامو تا شونه کوتاه کردم: هاهاها
۲ ماه پیشN.a
7حالا ما که بلنده هم کسی مثل میرن و نداریم خواهرم چیزیو از دست ندادی😂
۲ ماه پیش....
7پشمام، فقط اونجایی که میرن گفت منم نگران موهات بودم🫠
۳ ماه پیش....
10هانا خیلیییی ناز و گوگولی و بامزس فقط اونجایی که گفت دماغ خوشگلممم😂🥺
۳ ماه پیش....
3واهاهاااایییی من بنده موی مشکی پرکلاغیمممم جوری که مرجان بانو نوشتن اگه هانا به موهاش دست بزنه دستش مشکی می شهههه
۳ ماه پیشملورین
2وای هانا خیلی باحاله عاشق این زوجممم😭😭
۳ ماه پیشHamraz
9واهاهاهای وقتی با کراواتش خون بینی هانارو پاک کرد یا شوران افتادم که کراواتش رو دور زخم اریل بست😭😭😭😭💕💕💕💕
۳ ماه پیشHln
9« منم نگران موهات بودم » « موهات بوی شیرینی میده » توروخدا میرن و بسته بندی کنین بدین من ببرممممممم چیجوری این پسر انقدر خوب می تونه دل ببرهههههه😭
۳ ماه پیشHln
5عاشق جوریم که موهای مشکی میرن و میرا رو تشبیه کردهههه😭
۳ ماه پیشHln
4وای خدا من عاشق هاناعممم چقدر تو میتونی کیوت و خنگ باشی اخهه دخترررر اونجایی که گفت دماغ خوشگلم ینی من *** شدم از خندهههه🤣😂
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Eli
2آخ نگران موهاش بوده..