آکادمی ارکیده و خار به قلم مرجان فریدی
پارت هشتاد و چهارم :
از کلاس درس خارج شدم. دانشآموزهای ارکیدهی طلایی هنوز داشتند به سمت دانشآموزهای بورسیهای کاغذباطله پرتاب میکردند. بیتوجه به آنها، در سالن پیش رویم قدم زدم. کفپوشهای زیر پایم شطرنجی بودند و نور خورشید از شیشهی پنجره روی زمین پهن شده بود و انگار نقشی از رنگینکمان کشیده بود. نگاهم را به زمین دوختم. طوری به نظر میرسید که انگار یکی از مهرههای بازی شطرنجم و دارم روی آن حر
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
مونیکا
3هم برای لیو و خیلی بیشتر برای وانیا ناراحتم
۲ ماه پیشN.a
1چقدر دوست دارم مرجان و چقدر سخته و درناکه این دوری ...
۲ ماه پیشمبینا
3بچه ها منم کانال پیدا نکردم شماها تونستید؟
۳ ماه پیشبهار
2توجه ویژه همگی رو نیازمندم مرجان توی *** چنل زدش آیدی اش رو گفت براتون بفرستم *** اگه سانسور شده (نمیدونم) بزنید رمان به شکل فینگیلیش با آر بزرگ، آندرلاین، مَرجَن (فینگیلیش) آخرش هم یه ۲ بزنید Roman _ marjan 2 به مرجان دوست ها هم بگید باز بگید❤️ *بدون فاصله بزنید در روبیک
۳ ماه پیشنیو
0من انجام دادم ولی خب پیدا نکردم . میگه چنین ایدی وجود نداره کلا💔
۳ ماه پیشبهار
0توی سیو مسیج هات بزنید ایدی رو شاید این طوری تونستی پیدا کنی باز نشد بگو برات راه حل پیدا کنیم ❤️
۳ ماه پیشیگانه
1ببین اینطوری @ Roman _ Marjan 2 فقط تو *** بدون فاصله همین آیدی رو بزن امیدوارم سانسور نشه
۳ ماه پیشنیو
0بله ممنونم اوکی شد تونستم برم چنل مرجان❤️
۳ ماه پیشیگانه
0@ Roman _ Marjan 2 دو رو به انگلیسی بزن
۳ ماه پیشنیو
0ممنونمم بلاخره شد *** واقعا داستانه همه چیزش
۳ ماه پیشHln
2وانیا خیلی گناه دارههه🥲 اینکه با تمام اذیت هایی که می کنه عذاب وجدان میگیره هم بدتره ، عذاب وجدان آدمو دیوونه می کنه ، داره خودشو اذیت میکنههه
۳ ماه پیشHln
4ولی بدبخت لیو ، رسما شد کیسه بوکس وانیا
۳ ماه پیشHln
5ولی من چقدر خوشحالم که وانیا از هانا بدش نمیاددد واقعا حس میکنم یه روزی وانیا و هانا و میرا بهترین دوستای هم میشن
۳ ماه پیشبنفش علی
2بچه ها خیمه شب بازی داره به انگلیسی چاپ میشه مرجان گفته اسمش تغییر داده شده حتی اسمای شخصیت ها ام عوض شده ولی ما با اون اسما خیلی خاطره داشتیم کلی باهاشون زندگی کردیم کای عاشقشون شدیم ولی از یه ور هم با خودم میگم انگار یه ورژن دیگه از خیمه شب بازی می خونیم خیلی جالبه ها
۳ ماه پیشبنفش علی
2مرجانم من خودم روبیک ندارم ولی با گوشی بقیه حتما میام نگاه میکنم پیاماتو دیشب داشتم میخونم انقد دوق کردم از خودت هم فیلم گذاشته بودی خیلی خوشحال شدم دلم برات تنگ شده بود بیشتر هم از این خوشحال بودم خیمه شب بازی هم داره به انگلیسی چاپ میشه مبارک باشه دختر نازم🎀🫂
۳ ماه پیشبنفش علی
0لیو عزیزم 🥲
۳ ماه پیشلیوم
1گشنمه..گشنه ی پارتتتت،نسخممم..نسخ اینترنت،پارت امروز این رمان!
۳ ماه پیشتیا
1ای بابا...
۳ ماه پیشبهار
2فهمیدم برا پارت قبل اشتباهی گفتم حرفمو... حاجی فلش بک خورده و رفته به یه تایم دیگه یا نه درسته و من اینجور حس میکنم
۳ ماه پیشTina
1فلش بک نخورده فقط اون لحظه دعوا از زبون وانیا داره توصیف میشه
۳ ماه پیشستا
3خب اونجا نباید دست وانیا زخمی باشه که .اگه از زبان وانیا باشه هم تئاتر بعد دعوای هانا و مارتا بود الان چجوری با دست زخمی اینجاس
۳ ماه پیشTina
0توی پارت ۸۰ میرا گفت هانا مشغول تدارک نمایشه،یعنی همون صحنه ی لئو و وانیا که تو اتاق دعواشون شد،قبل دعوای مارتا و هانا بوده
۳ ماه پیشستا
0اهاااااا🔧🔧
۳ ماه پیشMaral
3وانیا خیلی آسیب پذیر تر و حساس تر از اون چیزیه که نشون میده 🥺خیلی گوگولیههه 😭 خو دختر چرا همش سعی داری نشون بدی هیچیت نیست
۳ ماه پیشستا
2دیقاااا. لیو بدبخت با خودش میگه این جادوگره چقد وحشیههه. خو یکم ارومتر باش دختر کوچولو😰😂🪚
۳ ماه پیش....
5وانیا رو خیلی دوسش دارم اون در ظاهر سرد و خشک و به قول لیو جادوگره ولی درواقع باطنش مثل یه عروسک خرسی پشمالو کوچولوعه🥺
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Zinb
0وای لئو امیدوارم چیزیش نشه