پارت بیست و دوم :

کلیدهارو از صاحب املاکی تحویل گرفتم و بعد از تشکر کوتاه و مختصری از پله‌های ساختمون پایین اومدم.
سیاوش رو دیدم که همچنان دست به سینه، تکیه به کاپوت ماشین داده و منتظرم مونده بود.
هوف کلافه‌ای بیرون دادم که متوجه برگشتنم شد.
تکیه‌شو از ماشین گرفت و درب سمت شاگرد رو برام باز کرد:
- بشین خودم می‌رسونمت.
چشم‌هام‌و با کلافگی توی حدقه چرخوندم. چرا بی‌خیالم نمی‌شد؟!
چرا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه

    0

    باز این مهراب سر و کلش پیدا شد، چی از جون این دختر میخوای آخه؟ با سیاوش چیکار داریی دیگه؟

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    هوففف مهراب هنوز شروع می‌شه از اینجا 😕

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    0

    وایی آهنگ و فضای رمان خود به خود یکمی منو ترسوند هیجانم بیشتر شد وایی من برم ادمش رو بخونم عالی بود💙💙

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بوس بهتون

    ۴ هفته پیش
  • نگار

    0

    بوس به خودت خوشگلم💙💙

    ۴ هفته پیش
  • دیانا

    0

    وای قلبم تند تند میزنه. حدیث. خواهش میکنم ازت. بلایی سر سباوش نیاری ها. لطفا. کم سر ارسلان و پوریا غصه نخوردم. خواهش میکنم. سر سیاوش بلایی نیاد. حالا درسته که عرفان و دوست دارم. ولی اگر قراره کسی توی داستان قربانی بشه عرفان باشه. وایی خیلی هیجانی بود.

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عه سیاوش فن شدی؟😁خوبه بد نیست😂🫣(وقتی خودم عرفان فنم)

    ۲ ماه پیش
  • دیانا

    0

    نهههه. عرفان که عشقههه. عرفان رو سرمون جا داره. سیاوش رو قلبمون. مهراب هم زیر پامون

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    😂👏🏻

    ۲ ماه پیش
  • برفین

    0

    سیاوش رو میخواد تبدیل به جن کنه این مهراب بی شرف ولی تو نمیزاری حدیث مگه نه بلایی سر بچهای من نمیاری دیگه هووووم؟ سر ارسلان کم غصه نخوردم دختر

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    گفتی ارسلان، دلم واسه کتونی سفید تنگ شد💔🫠

    ۲ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    وای با اینکه تو روز روشن دارم میخونم بازم یکم ترسیدم . جن و پری نه بابا مهرابببب🤣. نمیدونم چرا اما از شخصیت آشوب حس خیلی خوبی میگیرم🫶💕 دست نویسنده درد نکنه با این همه پارت جذاب

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ممنون فاطیما جانم 🩷

    ۳ ماه پیش
  • دینا

    0

    من ترسیده ام و مادرم را میخواهم

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🤣👏🏻

    ۳ ماه پیش
  • فیوزپفیوز

    0

    آغا من دارم میترسم🫠😂

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    من پیشتم نترس😁تازه شروعشه

    ۳ ماه پیش
  • زیبا

    0

    عالی بود مرسی هر پارت که جلو میره هیجانش بیشتر میشه ❤️

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عزیزمی

    ۳ ماه پیش
  • الناز

    1

    و من...به چخ رفتم😂😂

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عشقای من😂🫶

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    ای وای جن و پری اومد سراغش 🤭خیلی عالی بود ممنون نویسنده جون 💜💜💜💜

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فدات خوشگل 🫂❤️

    ۳ ماه پیش
  • عسل

    0

    خداقوت نویسنده منتظر پارت ها بعدی هستیم تا ببینیم چی میشه

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عسل جیگر♥️

    ۳ ماه پیش
  • Zahra

    0

    عه مهراب ختش کرد؟😂💔 یا توهم ذهن مریضِشه.

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    امشب معلوم می‌شه

    ۳ ماه پیش
  • Zahra

    0

    واهییی تا شب خیلیِ مونده

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    پلک روی هم بذارید شب می‌شه

    ۳ ماه پیش
  • Sara

    1

    بیسسمممممی اللهههههی الرحمنننن الرحیمممممم خدایااشوبوازدست این جن وپریا نجاتتت بدهه🥲😂🤭بچمون گناهههه. باتشکرفراوان✨️🌱 ولی جدی جدی این مهرابه خیلی ترسناکههه😅🥲

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    از کجا معلوم مهراب باشه حالا :)

    ۳ ماه پیش
  • Sara

    0

    عهههه جلل الخالقق

    ۳ ماه پیش
  • Zahra

    0

    آقا ی دقیقه وایسا. اون مایع آبِ چیه؟ 😂 اول این بگید.

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    اینم هنوز مشخص نیست :)

    ۳ ماه پیش
  • Zahra

    0

    عالی شد💆🏼 ♀️😂

    ۳ ماه پیش
  • Biti

    0

    خودش و هم به عقدم در بیاره🤣

    ۳ ماه پیش
کپی شد!