پارت بیست و یک :

| راوی |
هیچکس نمی‌دانست که لبخند عمیق و خبیثِ پسرِ لهراسبی، دقیقاً در لحظه‌ی اعدام پدرش، چه معنا و مفهومی دارد!
آن دو گوی مشکی و خبیثش را بدون آنکه ثانیه‌ای از نگاه وحشت زده‌ی آشوب جدا کند، همراه با لبخند کش آمده‌اش به او دوخته بود.
چشمانی که دیگران آن را "مشکی" تلقی می‌کردند؛ اما امان از دیدِ آشوب...
آشوب؛ به یکباره تمام حواسش از اعدام لهراسبی پرت شده بود.
لحظه‌ای که س

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه

    0

    دلم خنک شد سیاوش مهراب رو کتک زد،حقش بود😏

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    کمش بود

    ۳ هفته پیش
  • دیانا

    0

    عهههههه پس این همون مهراب، شخصیت اول پسر داستانه. دیدی گفتم این مهراب هم یه قدرتایی داره. راستی حدیث عکس شخصیت هات پ از کجا میتونم ببینم؟؟ کانال روبیکات پاک شده.

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عکس شخصیت‌ها توی کانال قرار داده شده. به نشانی @etela_hadisbelyar اما بزودی توی اپلیکیشن هم بارگذاری می‌شه، شاید همین امروز و فردا

    ۲ ماه پیش
  • دیانا

    0

    مرسی عشقم♥️♥️

    ۲ ماه پیش
  • برفین

    0

    پارت قبل گفتم مهراب و با اشپب شیپ کردم ولی الان میفهمم این دو واس هم نیست چون گفت مهراب در برابر سیاوش هیچی نبود🙄🙄😁😁😁(مدونم ربطی نداره) چون تو بیشتر رمانا پسر قد بلندهادی چوپانه🫤🫤🫤🫤😂به هر حال اصلا شخصیت پسر اصلی کی میاد

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    میاد😉یعنی اومده

    ۲ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    قشنگم این نظر رو تو نظرات شخصی میفرستم یه سوال داشتم اینکه گفتی بنا بر مشکلی به ادمین نیاز نداری مشکل از فعالیت من بوده؟ اینو نگفتم که دوباره ادمین چنلت باشم میتونی جواب ندی گلم فقط یه سوال بود که ذهنمو درگیر کرد *** هم سوالمو پرسیدم اما بعدپاکش کردم گفتم اینجا بهتره ممنونم از رمان قشنگت🫶🫠🎀✨️

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نه عزیزدلم فعالیتت هیچ مشکلی نداشت، فعلاً تصمیم بر این شد که فعالیتی جز اطلاعیه‌های رمان توی چنل انجام نگیره. وگرنه ایرادی تو فعالیتت نبود♥️

    ۳ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    به به عجب بازی رو مهراب خان شروع کنه😎😉🫶 پارت قشنگی بود نویسنده گل خسته نباشی

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بازی بدی رو شروع کرده اتفاقاً

    ۳ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    چرا نظراتم شخصی نمیرنن؟؟؟🥲

    ۳ ماه پیش
  • فیوزپفیوز

    1

    نمیدونم چرا آشوب رو خیلی مردونه تصور میکنم،همونقدر محکم و با صلابت

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    همینطوره ✨

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    2

    میگم این پسره هم نیرو داره؟! این موقع شب با روح و روانم بازی کرده من که ترسیدم ازش 😬😬

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    پارت امشب رو نخوندی حالا...

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    بیدارما ولی جرأت ندارم برم سراغش بس که شجاعم😅🤭 چاره ای نیست انگار با نام و یاد خدا برم بخونم😂😎

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ای بابا😂

    ۳ ماه پیش
  • نفس

    0

    مرسی عزیزم پارت زیباوجذابی بود

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فدات عزیزم

    ۳ ماه پیش
  • فن پگاه و پوریا

    0

    پشماااااااااااااااااام 😱😱 چه *** تو خری شد 😱😱😱 این یارو مهرابه واقعا خوده شیطانه

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بلههههه

    ۳ ماه پیش
  • افسون

    1

    آره حالا شد یه داستان جنجالی و آشوب و مهراب دسته و پنچه نرم می کنند 🥳آخه من داستانهای هیجانی رو دوست دارم از چالش خوشم میاد هر چی پیچیده تر باحالتر دیوونه ام نه 🤣🤣

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خب پس رمان درستی رو انتخاب کردی♥️

    ۳ ماه پیش
  • Sara

    0

    مهراب بیشعورررررداری اشوبمواذیت میکنی اصلاازت خوشم نمیاد😒 وقتی میگی این اعدام پایان ماجرانیست استرسی میشم حقیقتا😂🤭

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    استرسی بشید...اتفاقات بدی تو راهه 🙃

    ۳ ماه پیش
  • Sara

    0

    یاموسی بن جعفررررر😂😂🤭

    ۳ ماه پیش
  • Biti

    0

    کجاش سخته 🤣یکی از اون خوشگلا ی سگ اخلاق و شوت کن تو بغل من🤣🎀🥹🥹

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    حالا صبر کن یکمی بریم جلو ببینیم چی می‌شه

    ۳ ماه پیش
  • کلثوم

    0

    حسم بهم میگه مهراب ارسلانی دیگراست...ب ظاهر بد وخبیث ولی..

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    قابل مقایسه نیست اصلاً...شخصیت و روح شیطانی مهراب بزودی واضح‌تر می‌شه براتون

    ۳ ماه پیش
  • کلثوم

    0

    اخه اصلا به چهره مهراب نمیخوره اینقدشیطانی باشه

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    مگه به قیافه‌ست؟😁

    ۳ ماه پیش
  • زیبا

    0

    خیلی هیجانی بود 😍ولی احساس میکنم بابای مهراب و اشتباه اعدام کردن و کاره ای نبوده

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فکر نکنم اینطوری باشه🙃

    ۳ ماه پیش
کپی شد!