آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت بیست و یک :
| راوی |
هیچکس نمیدانست که لبخند عمیق و خبیثِ پسرِ لهراسبی، دقیقاً در لحظهی اعدام پدرش، چه معنا و مفهومی دارد!
آن دو گوی مشکی و خبیثش را بدون آنکه ثانیهای از نگاه وحشت زدهی آشوب جدا کند، همراه با لبخند کش آمدهاش به او دوخته بود.
چشمانی که دیگران آن را "مشکی" تلقی میکردند؛ اما امان از دیدِ آشوب...
آشوب؛ به یکباره تمام حواسش از اعدام لهراسبی پرت شده بود.
لحظهای که س
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
کمش بود
۳ هفته پیشدیانا
0عهههههه پس این همون مهراب، شخصیت اول پسر داستانه. دیدی گفتم این مهراب هم یه قدرتایی داره. راستی حدیث عکس شخصیت هات پ از کجا میتونم ببینم؟؟ کانال روبیکات پاک شده.
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عکس شخصیتها توی کانال قرار داده شده. به نشانی @etela_hadisbelyar اما بزودی توی اپلیکیشن هم بارگذاری میشه، شاید همین امروز و فردا
۲ ماه پیشدیانا
0مرسی عشقم♥️♥️
۲ ماه پیشبرفین
0پارت قبل گفتم مهراب و با اشپب شیپ کردم ولی الان میفهمم این دو واس هم نیست چون گفت مهراب در برابر سیاوش هیچی نبود🙄🙄😁😁😁(مدونم ربطی نداره) چون تو بیشتر رمانا پسر قد بلندهادی چوپانه🫤🫤🫤🫤😂به هر حال اصلا شخصیت پسر اصلی کی میاد
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
میاد😉یعنی اومده
۲ ماه پیشفاطیما
0قشنگم این نظر رو تو نظرات شخصی میفرستم یه سوال داشتم اینکه گفتی بنا بر مشکلی به ادمین نیاز نداری مشکل از فعالیت من بوده؟ اینو نگفتم که دوباره ادمین چنلت باشم میتونی جواب ندی گلم فقط یه سوال بود که ذهنمو درگیر کرد *** هم سوالمو پرسیدم اما بعدپاکش کردم گفتم اینجا بهتره ممنونم از رمان قشنگت🫶🫠🎀✨️
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه عزیزدلم فعالیتت هیچ مشکلی نداشت، فعلاً تصمیم بر این شد که فعالیتی جز اطلاعیههای رمان توی چنل انجام نگیره. وگرنه ایرادی تو فعالیتت نبود♥️
۳ ماه پیشفاطیما
0به به عجب بازی رو مهراب خان شروع کنه😎😉🫶 پارت قشنگی بود نویسنده گل خسته نباشی
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بازی بدی رو شروع کرده اتفاقاً
۳ ماه پیشفاطیما
0چرا نظراتم شخصی نمیرنن؟؟؟🥲
۳ ماه پیشفیوزپفیوز
1نمیدونم چرا آشوب رو خیلی مردونه تصور میکنم،همونقدر محکم و با صلابت
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
همینطوره ✨
۳ ماه پیشفاطمه ❤️
2میگم این پسره هم نیرو داره؟! این موقع شب با روح و روانم بازی کرده من که ترسیدم ازش 😬😬
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
پارت امشب رو نخوندی حالا...
۳ ماه پیشفاطمه ❤️
1بیدارما ولی جرأت ندارم برم سراغش بس که شجاعم😅🤭 چاره ای نیست انگار با نام و یاد خدا برم بخونم😂😎
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ای بابا😂
۳ ماه پیشنفس
0مرسی عزیزم پارت زیباوجذابی بود
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فدات عزیزم
۳ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0پشماااااااااااااااااام 😱😱 چه *** تو خری شد 😱😱😱 این یارو مهرابه واقعا خوده شیطانه
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بلههههه
۳ ماه پیشافسون
1آره حالا شد یه داستان جنجالی و آشوب و مهراب دسته و پنچه نرم می کنند 🥳آخه من داستانهای هیجانی رو دوست دارم از چالش خوشم میاد هر چی پیچیده تر باحالتر دیوونه ام نه 🤣🤣
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خب پس رمان درستی رو انتخاب کردی♥️
۳ ماه پیشSara
0مهراب بیشعورررررداری اشوبمواذیت میکنی اصلاازت خوشم نمیاد😒 وقتی میگی این اعدام پایان ماجرانیست استرسی میشم حقیقتا😂🤭
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
استرسی بشید...اتفاقات بدی تو راهه 🙃
۳ ماه پیشSara
0یاموسی بن جعفررررر😂😂🤭
۳ ماه پیشBiti
0کجاش سخته 🤣یکی از اون خوشگلا ی سگ اخلاق و شوت کن تو بغل من🤣🎀🥹🥹
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حالا صبر کن یکمی بریم جلو ببینیم چی میشه
۳ ماه پیشکلثوم
0حسم بهم میگه مهراب ارسلانی دیگراست...ب ظاهر بد وخبیث ولی..
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قابل مقایسه نیست اصلاً...شخصیت و روح شیطانی مهراب بزودی واضحتر میشه براتون
۳ ماه پیشکلثوم
0اخه اصلا به چهره مهراب نمیخوره اینقدشیطانی باشه
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مگه به قیافهست؟😁
۳ ماه پیشزیبا
0خیلی هیجانی بود 😍ولی احساس میکنم بابای مهراب و اشتباه اعدام کردن و کاره ای نبوده
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فکر نکنم اینطوری باشه🙃
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

معصومه
0دلم خنک شد سیاوش مهراب رو کتک زد،حقش بود😏