پارت بیست :

ظبط رو روشن کردم و موزیک ملایم و بی‌کلامی پلی کردم تا سکوت گوش خراش بین‌مون رو بشکنه.
به عرفان نگاه کردم که هیچ جوره از فکر و خیالش دست نمی‌کشید. آخ که دلم می‌سوخت برای اون اشک‌هایی که بخاطر ارغوان از چشم‌هاش پایین ریخت.
ارغوان حتی ارزش فکر کردن هم نداشت؛ چه برسه به گریه و ناراحتی...
اما خب...شاید عرفان واقعاً بهش دل بسته بود و لعنت به ارغوانی که لیاقت احساس و علاقه‌ی پاکِ عرفا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه

    0

    عه پس مهراب خان تشریف آوردن، منتظر لطف و عنایت بی کرانم به خودت باش جناب😌

    ۲ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    جون دیگه 😂😂

    ۲ هفته پیش
  • نگار

    0

    من که می دونم این رویایی که آشوب دید همش زیر سر این مهرابه آره همش زیر سر این پسره شیطانه من که می دونم💙💙

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    احتمالاً

    ۴ هفته پیش
  • نگار

    0

    این احتمالا که میگی یعنی عقیدم درست بوده اره؟ مرسی ازت خوشگلم💙💙

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ای😉

    ۴ هفته پیش
  • نگار

    0

    همینم خوبه☺️💙💙

    ۴ هفته پیش
  • نگار

    0

    وایی این مهراب درسته؟😦😟 نکنه کاری کنه که از اعدام قاتل بابای آشوب منصرف بشن وایی هیجان دارم مرسی ازت حدیث جونم💙💙

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نه گلم😉

    ۴ هفته پیش
  • نگار

    0

    گل که خودتی عزیزم☺️💙💙

    ۴ هفته پیش
  • دیانا

    0

    نکنه این پسره قراره بشه همون شاهزاده سوار بر موتور سیکلت؟؟ اصلا اینا رو بیخیال. نکنه این پسره یه کاری کرده که اشوب تو رویا ببینه که باباش بگه از جون لهراسبی بگذر؟؟ نکنه این پسره هم قدرتی چیزی داره؟؟ ای خداااا

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دقیقاً🫣

    ۲ ماه پیش
  • برفین

    0

    الان اشوب رو با چشم قرمزه شیپ کردم

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    یعنی همون شیطان✅

    ۲ ماه پیش
  • فیوزپفیوز

    0

    حس میکنم نگرانیه سیامک بابت همین پسرست

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ولی من حس می کنم پشت این رویایی که دیده هم یه ماجرایی هست

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    فک کنم قراره این پسره خون آشوب رو بکنه توی شیشه 🤔🥸🥸

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    البته فکر نکن آشوب قراره ساکت بشینه و نگاهش کنه🔥

    ۳ ماه پیش
  • محرابی

    0

    اوه پسرش اومد نکنه همین قراره به جوون آشوب بیفته وخطر داره براش. ممنون خدا قوت نویسنده عزیز عالی بود

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    صحیح، همین پسره‌ست😉

    ۳ ماه پیش
  • Sara

    0

    احساس میکنممم نقش مکمله اشوب باشه نهههه🥹؟ گوگولی تاکسیکم هست یاروچشم قرمزه؟😂🤭

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    صبور باش 😂

    ۳ ماه پیش
  • Sara

    0

    داری استرسیم میکنی😂😂

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    عالی بود حدیث جون یعنی ممکنه ببخشه از خون خواهی پدرش بگذره🤔

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    معلومه که نه. همه‌ی عمرش‌و گذاشته پای این کار، امکان نداره گذشت کنه

    ۳ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    حس میکنم نیمه گمشده اشوبه🥹 عالی بود واقعا پارت های قشنگیه😉

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم 🥹❤️

    ۳ ماه پیش
  • Zahra

    0

    واهیییی پسر لهراسبی آمد؟ خب هیجانی شد که....

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آغاز ماجراهای اصلی از همین پارت🔥

    ۳ ماه پیش
  • نیست نما

    0

    وای چه خفن شد،لطفا این دفعه رو زود شیپ نکنی ها...هنوز کلی هیجان مونده قبل کاپل شدن

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آره فعلاً کسی‌و با اون یکی شیپ نکنید تا ببینیم چی پیش میاد😂

    ۳ ماه پیش
  • Hope

    0

    فکر نمیکنم قلبی که به اون دادن از طرف اونا باشه آخه زن لهراسبی که آمد به نظر آشوب آشنا نبود به جز این فکر میکنم بازگشته شدن طرف آشوب تو دردسری که باباش گفت میوفته .... عاشق هم میشن نه؟بایه پایان خوش؟! آه من توان یه پایان غم انگیز رو ندارم 🥲 خسته نباشی حدیث جان✨

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    اینکه تو پارت دیشب با چشم تو چشم شدن با پسرِ لهراسبی، اون نیرو تو وجودش تقویت شد؛ یکمی می‌تونه باعث شک باشه که قلب پیوندی هم از طرف لهراسبی اینا باشه. درمورد عشق هم توی استوری، قسمتی بود به اسم «مثلث عاشقی» که توی پارت‌های بعدی واضح‌تر خواهد شد که منظور از این لفظ چیه. پایان هم از الان نمی‌تونم بگم

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ادامه...پایان هم از الان نمی‌تونم بگم خوش خواهد بود یا نه...ممنون از همراهی‌تون ❤️

    ۳ ماه پیش
  • zri

    0

    وااییییی یعنی کی میتونه باشهههه🙊🙊🙊🔥🔥🔥🔥

    ۳ ماه پیش
  • X خانوم

    0

    همون فرد همون شاهزاده سوار بر اسب سفید دیگه😂 Zri

    ۳ ماه پیش
  • آمنه

    2

    من فکر کنم اخه نظریه اول نباشه اون فرد ممکنه همونی باشه که با پدر آشوب بود توی خواب آشوب

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    صبر کنید اندکی

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نُچ خوشگل

    ۳ ماه پیش
  • zri

    0

    ایول😎✨آقای داماد اومدن پس😔😂💅🏻

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    داماد؟😂

    ۳ ماه پیش
  • zri

    0

    حدیث جون لطفا اجازه بده من این دوتا رو باهم شیپ کنم🥺😂

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آشوب و کی؟ شیطان؟!

    ۳ ماه پیش
  • zri

    0

    ای وای یعنی این پسره شیطانه؟👈🏻👉🏻

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    احتمال داره..

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    یه پسرِ بد

    ۳ ماه پیش
  • zri

    0

    اوففف چ پسر بدی😔💅🏻🔥🔥🔥🔥

    ۳ ماه پیش
کپی شد!