آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت بیست :
ظبط رو روشن کردم و موزیک ملایم و بیکلامی پلی کردم تا سکوت گوش خراش بینمون رو بشکنه.
به عرفان نگاه کردم که هیچ جوره از فکر و خیالش دست نمیکشید. آخ که دلم میسوخت برای اون اشکهایی که بخاطر ارغوان از چشمهاش پایین ریخت.
ارغوان حتی ارزش فکر کردن هم نداشت؛ چه برسه به گریه و ناراحتی...
اما خب...شاید عرفان واقعاً بهش دل بسته بود و لعنت به ارغوانی که لیاقت احساس و علاقهی پاکِ عرفا
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
جون دیگه 😂😂
۲ هفته پیشنگار
0من که می دونم این رویایی که آشوب دید همش زیر سر این مهرابه آره همش زیر سر این پسره شیطانه من که می دونم💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
احتمالاً
۴ هفته پیشنگار
0این احتمالا که میگی یعنی عقیدم درست بوده اره؟ مرسی ازت خوشگلم💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ای😉
۴ هفته پیشنگار
0همینم خوبه☺️💙💙
۴ هفته پیشنگار
0وایی این مهراب درسته؟😦😟 نکنه کاری کنه که از اعدام قاتل بابای آشوب منصرف بشن وایی هیجان دارم مرسی ازت حدیث جونم💙💙
۴ هفته پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه گلم😉
۴ هفته پیشنگار
0گل که خودتی عزیزم☺️💙💙
۴ هفته پیشدیانا
0نکنه این پسره قراره بشه همون شاهزاده سوار بر موتور سیکلت؟؟ اصلا اینا رو بیخیال. نکنه این پسره یه کاری کرده که اشوب تو رویا ببینه که باباش بگه از جون لهراسبی بگذر؟؟ نکنه این پسره هم قدرتی چیزی داره؟؟ ای خداااا
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دقیقاً🫣
۲ ماه پیشبرفین
0الان اشوب رو با چشم قرمزه شیپ کردم
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
یعنی همون شیطان✅
۲ ماه پیشفیوزپفیوز
0حس میکنم نگرانیه سیامک بابت همین پسرست
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ولی من حس می کنم پشت این رویایی که دیده هم یه ماجرایی هست
۳ ماه پیشفاطمه ❤️
1فک کنم قراره این پسره خون آشوب رو بکنه توی شیشه 🤔🥸🥸
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
البته فکر نکن آشوب قراره ساکت بشینه و نگاهش کنه🔥
۳ ماه پیشمحرابی
0اوه پسرش اومد نکنه همین قراره به جوون آشوب بیفته وخطر داره براش. ممنون خدا قوت نویسنده عزیز عالی بود
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
صحیح، همین پسرهست😉
۳ ماه پیشSara
0احساس میکنممم نقش مکمله اشوب باشه نهههه🥹؟ گوگولی تاکسیکم هست یاروچشم قرمزه؟😂🤭
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
صبور باش 😂
۳ ماه پیشSara
0داری استرسیم میکنی😂😂
۳ ماه پیشفاطمه
0عالی بود حدیث جون یعنی ممکنه ببخشه از خون خواهی پدرش بگذره🤔
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
معلومه که نه. همهی عمرشو گذاشته پای این کار، امکان نداره گذشت کنه
۳ ماه پیشفاطیما
0حس میکنم نیمه گمشده اشوبه🥹 عالی بود واقعا پارت های قشنگیه😉
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قربونت عزیزم 🥹❤️
۳ ماه پیشZahra
0واهیییی پسر لهراسبی آمد؟ خب هیجانی شد که....
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آغاز ماجراهای اصلی از همین پارت🔥
۳ ماه پیشنیست نما
0وای چه خفن شد،لطفا این دفعه رو زود شیپ نکنی ها...هنوز کلی هیجان مونده قبل کاپل شدن
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره فعلاً کسیو با اون یکی شیپ نکنید تا ببینیم چی پیش میاد😂
۳ ماه پیشHope
0فکر نمیکنم قلبی که به اون دادن از طرف اونا باشه آخه زن لهراسبی که آمد به نظر آشوب آشنا نبود به جز این فکر میکنم بازگشته شدن طرف آشوب تو دردسری که باباش گفت میوفته .... عاشق هم میشن نه؟بایه پایان خوش؟! آه من توان یه پایان غم انگیز رو ندارم 🥲 خسته نباشی حدیث جان✨
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اینکه تو پارت دیشب با چشم تو چشم شدن با پسرِ لهراسبی، اون نیرو تو وجودش تقویت شد؛ یکمی میتونه باعث شک باشه که قلب پیوندی هم از طرف لهراسبی اینا باشه. درمورد عشق هم توی استوری، قسمتی بود به اسم «مثلث عاشقی» که توی پارتهای بعدی واضحتر خواهد شد که منظور از این لفظ چیه. پایان هم از الان نمیتونم بگم
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ادامه...پایان هم از الان نمیتونم بگم خوش خواهد بود یا نه...ممنون از همراهیتون ❤️
۳ ماه پیشzri
0وااییییی یعنی کی میتونه باشهههه🙊🙊🙊🔥🔥🔥🔥
۳ ماه پیشX خانوم
0همون فرد همون شاهزاده سوار بر اسب سفید دیگه😂 Zri
۳ ماه پیشآمنه
2من فکر کنم اخه نظریه اول نباشه اون فرد ممکنه همونی باشه که با پدر آشوب بود توی خواب آشوب
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
صبر کنید اندکی
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نُچ خوشگل
۳ ماه پیشzri
0ایول😎✨آقای داماد اومدن پس😔😂💅🏻
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
داماد؟😂
۳ ماه پیشzri
0حدیث جون لطفا اجازه بده من این دوتا رو باهم شیپ کنم🥺😂
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آشوب و کی؟ شیطان؟!
۳ ماه پیشzri
0ای وای یعنی این پسره شیطانه؟👈🏻👉🏻
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
احتمال داره..
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
یه پسرِ بد
۳ ماه پیشzri
0اوففف چ پسر بدی😔💅🏻🔥🔥🔥🔥
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

معصومه
0عه پس مهراب خان تشریف آوردن، منتظر لطف و عنایت بی کرانم به خودت باش جناب😌