آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت نوزده :
همزمان کامیونی که پُر از بار و بندیل بود، با سرعت غیر قابل وصفی نزدیکمون شد و بخاطر چرخش صد و هشتاد درجهایِ فرمون، ماشین یک دور کامل دور خودش چرخید و سپس با صدای بدی به تیر چراغ برق برخورد کرد.
اگه کمربند نبسته بودم بیشک الان توی اون دنیا بودم و آنیل هم به جلو پرت میشد.
راننده کامیون ناسزا گویان از کنارمون رد شد. من اما به قدری شوکه بودم که توانایی و تایمی برای پاره کردن رانند
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
ممکنه🤔
۲ هفته پیشمعصومه
1اصلا حس خوبی به مامان آشوب ندارم، یکم مشکوک میزنه، بعدم خدا رو شکر تصادف شون شدید نبود، آنیل داشت می فرستادشون اون دنیا، دوستی عرفان و آشوب خیلی قشنگه ولی🥺
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دقیقاً رفتارهای مشکوک داره الهام، دوستیشونم قشنگه ولی...
۲ ماه پیشنگار
0وایی عالی بود خیلی خوب بود مرسی ازت حدیث جونم 💙💙
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مرسی زیبا
۳ ماه پیشسارام
0تعجب میکنم بلافاصله بعداز عمل به این سختی ،اینقدر زود سرپا شد
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دلیل داره عزیز
۳ ماه پیشدیانا
0میگم امکان داره که مثلا مامان آشوب هم توی قتل دست داشته باشه؟؟ چون با رفتارایی کهه مامان اشوب تو این چند وقت کرده حدس میزنم که ازش بعید نیست. فقط خیلی کنجکاوم بدونم بابای اشوب چرا گفته که اشوب دست از انتقام و اعدام لهراسبی بکشه.
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه فکر نکنم مامانش کارهای باشه. ولی قطعاً یه ماجرایی پشتش هست😉
۳ ماه پیشدیانا
0اها همون دیگه. احتمالا خبر داره از اتفاق هایی که داره میافته
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خبر داشتن منظورم نبود. منظورم این رفتارهای عجیب و غریبیه که نشون داد این مدت
۳ ماه پیشدیانا
0اهان. اره. حالا ببینیم چی میشه. چه رازی پشت مامان اشوب قایِم شده
۳ ماه پیشبرفین
0حدیث اشوب چند سالشه؟
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اگه با دقت خونده باشی، یکسال از سیاوش کوچیکتره. بیست و نُه سالشه
۳ ماه پیشفیوزپفیوز
0هنوزم حس بدی نسبت به الهه دارم
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چرا الهه؟!
۴ ماه پیشفاطمه ❤️
1آفرین به عرفان و آشوب با این دوستی پاک بینشون خوشمان آمد 💖💜💖💜 میگم نکنه مادر آشوب توی قتل پدرش دست داشته هوم؟؟! همچین حسی دارم نمیدونم والا
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حدس خیلی خوبی زدی فاطمه 👌🏻
۵ ماه پیشافسون
0واقعا کاشکی دوستیها اینقدر بدون ریا بود خوش به حال ا ناییکه همچین دوستایی رو تونستن پیدا کنند نگه دارند وقدردانی و بدونن
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره واقعاً
۵ ماه پیشمحرابی
0احسنت به این رفاقت که ازجوون ودل برای هم مایه میذارن. ممنون حدیث جان زیباو هیجانی شده
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره واقعاً، چقدر به دل میشینه رفاقتشون🥲
۵ ماه پیشفاطیما
0رفاقتشون خیلی قشنگهههه🫠 مرسی قلمت مانا خوشگله
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
هعی حسرت
۵ ماه پیشSara
0#عرفان_مظلوم🥲🌱 #ارغوان_بیشعوررررر یعنی واقعاعرفان به این خوبی اینقدربدی حقش نبود🥲میخوام ارغوانوتویه قاشق اب خفه کنمممم😂🤭
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤣🗿
۵ ماه پیشنیلو
0ولی من دلم برای عرفان بیچاره میسوزه🥲 بدم اومد از ارغوان🙄😒
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عیب نداره، یکی بهترشو براش پیدا میکنیم 😁
۵ ماه پیشنسترن
1ارغوان نکبت داش عرفانو ناراحت کرد
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مثلاً بزنه و عرفان هم کینهای بشه یهو
۵ ماه پیشBiti
0عرررررررررر،هورااااااا،ولی خدا کنه نیمه ی گمشده ی من بینشون نباشه که میشه مربع عشقی🥹🥹🥹🎀🤣🤣
۵ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مربع عشقی هم زیباست👌🏻
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

یه بنده خدا
0نمی دونم چرا اما دوستی عرفان و اشوب یه جوریه برام حس میکنم عرفان دوستش داره و اونو فقط به چشم رفیقش نمیبینه کلا رفاقتشون یه جوریه میدونید چی میگم دیگه؟😂