بانو دخت به قلم ساناز لرکی
پارت صد و ده :
کلمهی «بله» هنوز در فضای خفهکنندهی تالار معلق بود؛ مثل غباری از سرب که راه نفس را میبست و روی سینهها آوار میشد. هیچکس کف نزد. هیچکس هلهله نکرد. سکوتِ پس از این بله، شبیه به سکوتِ پس از فرود آمدن تیغ گیوتین بود.
نگاهم از روی پارچهی ابریشمی و شیریرنگِ دامنم بالا آمد و در چارچوب درِ چوبیِ تالار، روی او قفل شد.
فرداد.
نفسنفس میزد. سینهی ستبرش زیر پیراهنی که چند د
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
Helia
0قمرالملوک و هومان
۲ ماه پیشسیتا
0هعی د حرفی برا گفتن ندارم خداحافظ پسر خوب🥲🫂
۳ ماه پیشنظرده
3با تشکر از نویسنده ی عزیز 👏دریک قسمت نگارین و رخساره دریک کوچه تنگ با یک مرد قوی هیکل ولایت میجنگند و خونین مالین میشوندولی نجات پیدا میکنند راهی تیمارستان میشوند...فرداد برای رفع اتهام گفت من از خونه تا تیمارستان دنبال شما بودم ولی چطور این وسط درگیری داخل کوچه را ندید؟
۴ ماه پیشماهرخ
0دقیقا موافقم منم به این موضوع فکر کردم چون اگر هر کدوم از برادرها بود فکر نمیکنم غیرتش اجازه میداد همچین بلایی سر تگارین بیاد یا حتی ۳برادر عاشق بی تفاوت به جدال بانودخت. مگر اینکه فرداد نه عاشق باشه نه حس برادری داشته باشه
۴ ماه پیشپریوش
1دقیقا سوال منم بود
۳ ماه پیشپریوش
1واقعا چرا بانو دخت این کاررو با فرداد کرد..نمیتونم بانو دخت رو دیگه دوست داشته باشم
۳ ماه پیشآمنه
0بانو ای کاش اینطور نمیشد ای کاش فرداد دستگیر میشد ولی بانودخت بله رو نگفته بود که حداقل الان دلم اتیش نگرفته بود و گریه صبح نداشتم
۴ ماه پیشPARNIA
0کاش ته قصه فرداد خوب تموم شه..
۴ ماه پیشفاطمه
0واقعا فکر نمیکردم اینجوری بشه........ 🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺 حالا تا پارت بعدی چجوری صبرکنیم
۴ ماه پیشسحر
1نمیشه همشون بمیرن فقط فرداد زنده بمونه؟
۴ ماه پیشآوا
2خواهشمندم نویسنده بگو بگو که آخرش به فرداد میرسه چون هیچکدوم از سه تا برادر نمیتونم بهتر از اون عشق بورزند اون بود که خودشو سپر همه کرد اون بود که فقط دلش برای خواهرش سوخت پس حقش یه پایان خوبه دونفر که آسیب دیدن مکمل هم دیگه
۴ ماه پیشمینا
1وجدانی ۲ روزه اشکمون دراومده بخاطر فردا د😭
۴ ماه پیشاکرم بانو
2پسر خوبم رو بردن وای قلبم🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺😭😭😭😭😭
۴ ماه پیشپرنیا
4تمام اینا زیر سر قمر اشغاله ،به این بهانه شر فرداد رو هم کم کرد از عمارت
۴ ماه پیشم..
1از اونجایی که همه چیز طبق خواسته هاش پیش می ره یا کار خودش یا برادرش یا هردو 😒
۴ ماه پیشن س
1دلم می خواد یه دریا اشک بریزم
۴ ماه پیشNegar
2《پسر خوبی بودم... نه؟》بابا من دیگه تحمل بغض واسه فرداد و ندارم چرا این پسر اینقدر بدبخته
۴ ماه پیشفاطمه زهرا
1امیدوارم بی گناهیه فرداد ثابت بشه..
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

سیتا
1بنظرتون کی تظاهر کرد برای فرداد نگرانه🙃