پارت هشتاد و نهم :

شهرام که زنگ زد, نتوانستم جواب دهم.یک چشمم اشک بود و یک چشمم خون.برایم پیام زد: چرا جواب نمی دی؟ این لوسبازیا چیه؟ من هر دفعه به تو حرف می زنم باید تا دو هفته خاک برسر شم! این چه وضعشه زن؟ یه کم بزرگ شو زن!
می خواندم و اشک می ریختم.نمی توانستم یک کلمه جواب دهم.
دوباره نوشت: «عجب غلطی کردم تورو گرفتم! جامون عوض شده انگار! چه خبره؟ فکر کردی کی هستی؟ من برای تو شرط و شروط گذاشتم؛ تو برای من

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Sajede

    1

    هیچی دیگه یه خاطره ی قشنگ و لذت بخش از رمانهای مشهاد جون تو ذهنمون ثبت میشه که فراموش شدنی نیستش ... امیدوارم با رمانای بی نظیر بعدیش دوباره برامون خاطره سازی کنه.... چون من به خوندن رماناشه که زنده ام،🥺

    ۳ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    عزیزمی ساجده جون.خیلی انرژی مثبتی برام.ممنون برای این همه ذوق و محبتت.خوشخالم که رمانام اینقدر به دلت نشسته❤️

    ۳ ماه پیش
  • مریم

    1

    ممنون بانو گلی ❤️❤️❤️شهرام نجاتش بده

    ۳ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم

    ۳ ماه پیش
  • Sajede

    1

    گاهی وقتا با خودم فکر میکنم اگه تو نبودی من از تنهایی و فکر و خیالات و بی حوصلگی چیکار میکردم، اما با ورود تو به زندگیم دوباره امیدم رو به دست اوردم و خوشحالم از اینکه تورو دارم مرسی که هستی 🥰

    ۳ ماه پیش
  • شیوا

    1

    چرا ساجده جون؟ منم ب رمان اش وابسته شدم اگه تموم شه چ کنیم ب نطرت؟

    ۳ ماه پیش
  • Mahi

    1

    امیدوارم شهرام برای آروم کردن آلاله اومده باشه🥹☺️

    ۳ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    منم امیدوارم حالا امشب می بینیم

    ۳ ماه پیش
  • شیوا

    0

    بله بله عکس زاوشم دیدیم چه جیگریه دستت درست عشق نویسنده جون❤️❤️❤️

    ۳ ماه پیش
  • شیوا

    0

    قلبم وایستاد مهشاد جون چ کردی ینی از دیشب می خوام بنویسم نتونستم هی میخونم هی میرم هی میام ! هیجان ولم نمی کنه وووی منم ترسوندی گفتم الان یرچی میشه همه بریم رو هوا دمت گرم که مارو می بری به قلب قصه های واقعیت😄😄😄😘🥰

    ۳ ماه پیش
  • لیلی

    1

    عالی بود مثل همیشه کیف کردم ممنون بابت پارت های زیبا

    ۳ ماه پیش
  • Z.k

    1

    عزیزم مثل همیشه عالی بود. خیلی خوب شد که لاله به شهرام گفت بهترین کار بود 🥰🥰🥰

    ۳ ماه پیش
  • مینا

    2

    لاله خیلی کار خوبی کرد که به شهرام گفت پارت قشنگی بود عزیز

    ۳ ماه پیش
  • مینا

    1

    واییی عزیزم کاش حمایتش کنه هرچند از مردای ای انی بعیده

    ۳ ماه پیش
  • فریبا

    1

    بهترین کار تو این موقعیت لاله کرد دمش گرم واقعا دوستی واقعی رو از خودش نشون داد ممنون از نویسنده عزیز 🌹🌹🌹

    ۳ ماه پیش
  • زهرا خ

    3

    بنظرم لاله بهترین کارو انجام داد شهرام الان بفهمید بهتر بود تا چند وقت دیگه و بشکل دیگه

    ۳ ماه پیش
  • ابرا

    3

    خیلی کار خوبی کرد به شهرام گفت اینجوری شهرام کمکش می کنه این بچه یه نخبه هستش باید بتونه کمک کنه هم می تونن از استرس که آلاله می کشه کم کنه این جوری استرس اینکه شهرام بفهمه رو نداره

    ۳ ماه پیش
  • Sajede

    3

    مرسی مهشاد جان عالی بود، دمت گرم👌 🥰

    ۳ ماه پیش
  • Sajede

    5

    خدایا لطفا به آلاله کمک کن که اینا همش تحدید باشه و اون *** عکسا رو پخش نکنه، امیدوارم شهرام بتونه کمکش کنه، ولی بنظرم لاله کار خوبی کرد که همه چیزو به شهرام گفت حداقل الان دیگه شهرام از داغ الاله خبر داره و بهتر درکش میکنه، نه؟

    ۳ ماه پیش
کپی شد!