پارت بیست :

سکوتی زهرآلود فضای ماشین را در برگرفته بود.نه بیتا و و نه پدر و مادرش، هیچ کدام حرفی نمی زدند.البته عصبانیت امیر از طرز رانندگی‌اش مشخص بود.از سرعت بالایش و بوق‌های بی موردی که نثار ماشین‌های جلویی می‌کرد تا سبقت‌های خطرناکش.بی‌تابی نیره هنوز هم ادامه داشت و بیتا هم، هرازگاهی نگاهی به او می‌انداخت ولی تا جایی که می‌توانست از نگاه‌های غضب‌آلود پدرش فرار می‌کرد.نگاه‌هایی که هزار

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیر در رمان نهان امیر
تصویر شخصیت عاطفه در رمان نهان عاطفه
تصویر شخصیت بیتا در رمان نهان بیتا
تصویر شخصیت میثم در رمان نهان میثم
تصویر شخصیت سینا در رمان نهان سینا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    مردک دیوانه کشتی بچه رو. بگردم عشقتو که سکوت کردی بزنت وتنهانمونه معشوقت که صدات درنمیاد. منون خداقوت زیبا بود

    ۴ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    امیر رو ول میکردی همونجا بچمو کشته بود🥲

    ۴ هفته پیش
  • فاطیما

    0

    بیتا تو بد شرایطی گیر کرده، امیرم که وااای آدمو حرص میده آخه مردد نمیبینی عاشقن 🥲🫠 قلمت مانا عزیزم 💞

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    آره شرایطش خیلی سخته بچم🥲فدات عزیزم مرسی

    ۳ ماه پیش
کپی شد!