پارت نوزده :

اویی که حالا رمق از دست داده و روی زمین می‌نشست. افتادنش که روی نگاه بیتا نقش بست،بدون معطلی بلند شد و همزمان با عاطفه خودش را به نیره رساند. مقابلش نشست و دستش را روی دست او گذاشت و خیره به چهره‌ی رنگ باخته‌اش، با نگرانی گفت:
-خوبی مامان؟
نیره نگاه آلوده به بغضش را به بیتا دوخت و با صدایی گرفته و مرتعش گفت:
-من چه‌طور مادریم که نتونستم جلوی باباتو بگیرم؟چه‌طور مادریم که... .

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیر در رمان نهان امیر
تصویر شخصیت عاطفه در رمان نهان عاطفه
تصویر شخصیت بیتا در رمان نهان بیتا
تصویر شخصیت میثم در رمان نهان میثم
تصویر شخصیت سینا در رمان نهان سینا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    خب بریم برای شروع جنگ بعدی. منونم زیبا بود

    ۴ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم

    ۴ هفته پیش
  • فاطیما

    0

    من فکر میکردم امیر پشیمون و شرمندست اما میبینم که تازه طلب کارم هست🤣🤣. عالی بودم قلمت موندگار خوشگله.

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    امیر پشیمون بشه؟ عمرا😂وایسا انقدر حرصمون بده که، فدایت عزیزم

    ۳ ماه پیش
کپی شد!