پارت بیست :

سکوتی زهرآلود فضای ماشین را در برگرفته بود.نه بیتا و و نه پدر و مادرش، هیچ کدام حرفی نمی زدند.البته عصبانیت امیر از طرز رانندگی‌اش مشخص بود.از سرعت بالایش و بوق‌های بی موردی که نثار ماشین‌های جلویی می‌کرد تا سبقت‌های خطرناکش.بی‌تابی نیره هنوز هم ادامه داشت و بیتا هم، هرازگاهی نگاهی به او می‌انداخت ولی تا جایی که می‌توانست از نگاه‌های غضب‌آلود پدرش فرار می‌کرد.نگاه‌هایی که هزارØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیر در رمان نهان امیر
تصویر شخصیت عاطفه در رمان نهان عاطفه
تصویر شخصیت بیتا در رمان نهان بیتا
تصویر شخصیت میثم در رمان نهان میثم
تصویر شخصیت سینا در رمان نهان سینا
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    مردک دیوانه کشتی بچه رو. بگردم عشقتو که سکوت کردی بزنت وتنهانمونه معشوقت که صدات درنمیاد. منون خداقوت زیبا بود

    ۴ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    امیر رو ول میکردی همونجا بچمو کشته بود🥲

    ۴ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    بیتا تو بد شرایطی گیر کرده، امیرم که وااای آدمو حرص میده آخه مردد نمیبینی عاشقن 🥲🫠 قلمت مانا عزیزم 💞

    ۶ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    آره شرایطش خیلی سخته بچم🥲فدات عزیزم مرسی

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️