پارت بیست و پنجم :
برگشتم. با شدتی که مهرههای گردنم تیر کشید، چرخیدم.
برای یک ثانیهی مطلق، قلبم از تپش ایستاد. زمان، نفس کشیدن و حتی گردش خون در رگهایم متوقف شد. توهم نبود. خواب نبود. خودش بود. آراز. در پسزمینهی رقص شعلههای شومینه، هیکل درشت و چهارشانهاش مثل یک خدای تاریک و مطرود به نظر میرسید. اما چشمهایش... آن دو گوی سیاه و تبدار، همان چشمهایی بودند که در تمام این شبهای پر از پارا
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نرگس
0منم یهو همچین حسی گرفتم 😅
۳ ماه پیشنگین
0دقیقاااا شاید به وسیله شبانه میخواد به چیزی برسه هر چیزی ممکنه
۳ ماه پیش.....
1یعنی به شاهان حس بهتری دارم تا آراز . آراز خیلی مشکوکه
۳ ماه پیشنادیا
0چرا از مهراد خبری نیست ، مگه شبانه برا مهراد خیلی عزیز نبود و مهراد روش حساس نبود ؟ولی اصلا مهراد دیگه حتی برای چک کردن شبانه هم نیومده
۳ ماه پیشویونا
0مهراد میدونه کسی بدون اجازش به شبانه اسیب نمیزنه اوردش تو عمارت تا مراقبش باشن ،مهراد این امپراطوری و اداره میکنه
۳ ماه پیشحلال مشکلات
1نمیدونم چرا حس میکنم آراز مرده و در واقع این فقط توهم شبانس
۳ ماه پیشویونا
0مغزم منفجر شد دختر شبانه تو دیوونه خونه بوده بعید نیست
۳ ماه پیشویونا
0《تو از همون اولم مال این هزارتو بودی ذغال اخته》 مهراد از سرمای خیابون شبانه و کشوند تو جهنم ابراهیم
۳ ماه پیشمبینا..
0آراز شخصیتیه که واقعاحدس اینکه الان چه حرکتی می خوادبزنه سخته امابه نظرم شبانه به خودش خیلی بیشترحساب کنه کمترآسیب میبینه این آدماهیچ کدوم قابل پیش بینی ومورداعتماد به طورکامل نیستن
۳ ماه پیشمبینا..
0شاهان به نظرم بیشترازچیزی که فکرمیکنیم قراره مهم باشه شایدارتباطی باآرازداره ولی آرازنمیخوادفعلاشبانه متوجه بشه،چون خودورودبه این جای مخفی توهمچین عمارتی بدون اینکه کسی بفهمه قطعایکی کمکش کرده واردشه شایداون کسی که کمکش کرده شاهان باشه!
۳ ماه پیشنگین رمان فن
0عالی عالی عالی. میترکونه این قلم جسارت نباشه فقط ممکن نیست یخورده پارتا رو طولانی تر کنید
۳ ماه پیشپرنیا
0خانم رام کننده معما رو حل کرد👏😍
۳ ماه پیشپرنیا
1چقد خوب که آراز توی عمارته 🥰🥰
۳ ماه پیشپرنیا
0شاهان خیلی برای من خاکستریه ولی هرکی تو این عمارت لعنتیه ترسناکه
۳ ماه پیشنرگس
0دوستان نمیدونم شماهم مثل من همچین حسی دارید اول این ک آراز میگ شاهان خوب نیست ولی توی اتاقیه ک ب اتاق شاهان وصله دوم این ک جفتشون از لقب یکسان برای شبانه استفاده کردن سوم این که شاهان به شبانه گفت هر دری نباید باز بش ووقتی ک شبانه رفت تو اتاقش باهاش کاری نکرد انگار غیر مستقیم به شبانه هشدار میده
۳ ماه پیشنرگس
0امیدوارم اشتباه کرده باشم و آراز بد نشه خیلی پارت خوبی بود😘
۳ ماه پیشراز
0دخترای ساناز مثل کوهن محکم و استوار
۳ ماه پیشراز
0مهراد رفته پیش ریحان بیچاره خوش گذرونی
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

....
0والا حس می کنم آراز هم مورد اعتماد نیست