پارت هجده :

در نهایت ساعت به لحظه‌ای رسید که بیتا و سینا، کنار هم نشسته بودند و عاقد برای سومین بار از بیتا می‌خواست با بله، رضایتش را اعلام کند، رضایتی که خواست خودش نبود!
- برای سومین بار می‌پرسم، دوشیزه‌ی محترمه، سرکار خانم بیتا کرامتی، فرزند امیر، آیا به بنده وکالت می دهید شما را به عقد دائم آقای سینا صبری فرزند سجاد با مهریه‌ی یک جلد کلام الله مجید یک جفت آینه و شمعدان و تعداد صد سکه‌ی به

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیر در رمان نهان امیر
تصویر شخصیت عاطفه در رمان نهان عاطفه
تصویر شخصیت بیتا در رمان نهان بیتا
تصویر شخصیت میثم در رمان نهان میثم
تصویر شخصیت سینا در رمان نهان سینا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    خوب ضایع شدی امیر خان حقته سنگ دل. خداروشکر بخیر گذشت حالا امیر لج بیفته بامیثم چه کنم من آخه. منون قلمتون مانا خیلی زیباست رمانتون

    ۴ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    امیر ضایع هم بشه خودشو نمیبازه😂صد در صد که لج میکنه، ممنون عزیزم

    ۴ هفته پیش
  • فاطیما

    0

    پارت قشنگی بود ، امیدوارم امیر ، بلایی سره بیتا نیاره🥲 بیتا کنار میثم خوشه واقعا اینو امیر درک نمیکنه🥹🥹

    ۳ ماه پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    آره واقعا کاش بفهمه بیتا و میثم چقدر همو دوست دارن،ممنون عزیزم🥰

    ۳ ماه پیش
کپی شد!