چند قدم فاصله به قلم دیبا کاف
پارت هشتاد و یک :
یه قدم جلوتر اومد.
چشماش پر از آتیشی خاموش نشدنی بود.
- تا چه حد پیش رفتی باهاش؟
نفس عمیقی کشیدم و سکوت کردم.
کلمات روی زبونم میسوختند.
نگاهم رو ازش دزدیدم و زمزمه کردم.
- با اینکه وطیفم نیست به این سوال جواب بدم میگم... هیچی بینمون اتفاق نیفتاده.
چند لحظه ای خشک شد و بهم زل زد.
میخواست از صورتم حقیقت رو بخونه و دنبال دروغ بگرده ولی تو عمق چشم های آروم و خسته ام چیزی بÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطیما
0کلا پیچیده شده! از طرفی من به عشق و علاقه بیشتر احترام میذارم تا اجبار،از طرفی هم فعلا آلا زن دانیال و باید اول تکلیف بچه مشخص بشه هرچند که آلا این وسط گناه داره گیر کرده بین این دو برادر،احساس خودش و بچه اش امیدوارم پایانش ختم به خیر و خوش باشه🙏😕
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
مرسی که همراه هستید چیزی تا پایان رمان نمونده
۶ ماه پیشمهدیه
2با اینکاردارا ،دانیال اگر بخوادکینه رو بزاره کنار دوباره خاطرات قبل با این کارای داراو الا جلوی چشمش میاد نمیتونه کینه رو بزاره کنارو نفرتش بیشتر میشه،شاید اگه دارا اینارو ب حال خودشون میذاشت دانیال بمرورفراموش می کرد،آلام اگر کمی محبت می کرد یا نرم تر رفتار میکرد با اومدن بچه عشق بینشون شکل میگرف
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
همشون آدمن و ترکیبی از خوبی و بدین
۶ ماه پیشچمران
1کاش دانیال پاپی نکشه ونمونه هم برای خودش هم آلا. بچه
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
باید ببینیم سرنوشتشون چجوری میشه
۶ ماه پیشمهدیه
2من دوست دارم حتی اگه کیلیشه ای م باشه الا ب دانیال برسه چون پای بچه درمیونه دارا در آینده می تونه گزینه های بهتری داشته باشه .شاید با ب دنیا اومدن بچه دانیال م همه چیزو فراموش کنه زندگیشون درست بشه
۶ ماه پیشستاره
0اینکه رمان های ازدواج اجباری طرفدار داره ویا بعد از حاملگی زن خیلیا دوست دارن ازدواج سر بگیره برای اینه که خوشبختانه اکثر ایرانیها به حفظ خانواده وتعهد به اون علاقه داریم واینکه بعداز ازدواج سعی میکنیمدر طول ازدواج به طرف مقابل متعهد باشیم واین یه امتیاز هست نه ایراد
۶ ماه پیشمعصومه
2ازدواج به چه قیمت؟به قیمت نابود شدن زندگی اون آدم؟به نظرم اصلا منطقی نیست، وقتی آلا کنار دانیال داره اذیت میشه چه لزومی داره باهاش بمونه؟هیچ اجباری خوب نیست، چه ازدواج باشه چه اتفاق دیگه ای، وقتی پای اجبار میاد وسط یعنی داری حق انتخاب رو از یه آدم میگیری و انتخاب و ترجیح خودتو بهش تحمیل میکنی
۶ ماه پیشمهدیه
1بنظر من اگر ک اینطور ک شما میگین باشه یا بچه رو از بین میبرد با اینکه شخصن کاملن مخالفم یا توی محضر بله نمیگف فکر دیگه ای برای خودش و بچه میکرد ،اگر ب عقد دانیال نبود قضیه فرق میکرد الان زن دانیاله هرکاریم میخواد بکنه بعد طلاق بنظرم درسته
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
با این موضوع موافقم و اگه دقت کرده باشید چیزی بینشون اتفاق نیفتاد
۶ ماه پیشستاره
1خوب نباید ازدواج میکرد همونجا میگفت بر میگردم باهات ازدواج نمیکنم دارا هم باید بیاد ماهمو دوست داریم اگه اینقدر از دانیال می ترسن چرا خیلی راحت جلوش *** سپر میکنن یعنی به نظر شما شخصی که ازدواجش اجباریه می تونه خیانت کنه ازدواج اجباری خیلی بده کسی موافق نیست ولی وقتی اتفاق افتاد هردو بایدوفاداباش
۶ ماه پیشمعصومه
0من نگفتم کسی که اجبارا ازدواج میکنه حق داره خیانت کنه، خیانت هیچ وقت با هیچ بهونه ای قابل توجیه نیست، شما گفتین چون تو فرهنگ ما به خانواده اهمیت میدن اکثرا رمانای ازدواج اجباری رو دوست دارن منم گفتم هیچ چیزی اجباریش خوب نیست، خود دانیالم به رعنا خیانت کرد اینم در نظر بگیرید لطفا
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
دقیقا و خدای بزرگ و مهربون آدم ها رو با قدرت انتخاب و اختیار خلق کرده و ازدواج اجباری همه جای دنیا به خصوص تو اسلام رد شده
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
تو همه جای دنیا خانواده قابل احترام و مهمه اما تو هیچ جای دنیا و به خصوص تو ایران ازدواج اجباری هیچ جایگاهی نداره و خوشبختانه قانون تاکید کرده که عقد بدون رضایت باطله پس پیام شما کاملا غیرمنطقیه عزیزم
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
اینم نظر شماست و کاملا محترمه
۶ ماه پیشMarjan
3واقعا از دارا بدم میاد آخه به تو چه رابطه و زندگی این دو نفر اینا زن و شوهرن و واقعا دانیال گناه داره
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
باید ببینیم ته داستانشون چجوری میشه
۶ ماه پیشستاره
4الان که بعضی نظرات رو خوندم واقعا تعجب میکنم چطور بعضی کاربرا به دارا و آلا حق می دن که حالا بعد از ازدواج بشینن واز احساساتشون باهم حرف بزنن هر چقدر دانیال بد باشه و اونا عاشق هم این کارشون خیلی بده وقتی با وجود دانیال دارا میاد میگه فرار کنیم حتما کسی مزاحم نشه جلوتر هم می رن
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
دارا گفت میشه درست کرد آلا گفت نه میخوام بچم رو بزرگ کنم هیچ اتفاق عجیب و غریب دیگه ای نیفتاده
۶ ماه پیشمهدیه
2اما راجب دارا توقع داشتم وقتی الا ب عقد دانیال دراومده،نمیگم فراموش چون زمان می بره حداقل تلاش کنه یا سعی کنه زیاد با الا روی رو نشه تا فراموش کنه(مثل الا که سعی می کنه زیاد تو چشمش نباشه)نکه بره اتاق خواب آلا...دانیال وقتی رفت مطب فوژان کاملن سرد برخورد کردو فقطم بخاطر فهمیدن مشکل الا یا بچه رفت
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
درباره دارا آره درسته اما درباره دانیال نه چون وقتی که رعنا زنده بود به بهانه انتقام با آلا اون کارا رو کرد
۶ ماه پیشمهدیه
1نمی دونم چرا دلم برای دانیال سوخت تو بچگی ک مادرش به پدرش خیانت کردومرگ پدرش و دید تا سالها این درد رو تحمل کرد رعنام ک اینجوری اونم از فوژان اینم الا ،وقتی تو اتاق الاودارا رو دید حس کردم اگه جنجالی ب پا نکرد یا نایی نداشته یا بخاطر بچه یا قضیه مریضی هستش
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
دانیالم خستست از این همه تلخی فقط بلد نیست روحش رو درمان کنه
۶ ماه پیشAsma
0مرسی بابت اینکه بیشتر از قبل پارت میزاری عزیزم♥️
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
😘
۶ ماه پیشزهرا
1تعجبم از دانیاله که با این خوی وحشیگریش اینقدر در برابر دارا کوتاه میاد برعکس دارا توخونش بازنش خلوت میکنه تهدیدش هم میکنه واینم مثل سیب زمینی هی کاری نکرد
۶ ماه پیشم.ر
0به نظرم خودش خسته شده از این همه جنجال کینه نابود میکنه آدمو هر چقدر بی خیال باشی یا بد باشی
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
👍🏻
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
وحشی که زیادیه دانیال زخم خوردست و بلد نبوده روحش رو درمان کنه درباره دارا هم حس برادر بزرگ بودن نسبت بهش داره
۶ ماه پیشکوثر
2من قلبم برای هرسه تاشون می گیره🥲🥲
۶ ماه پیشپریسا
2کاملا موافقم هرسه قربانی هوا وهوس دوآدم عوضی شدن که تاوانشو بچه هاشون پس دادن ولی رابطه این دوبرادر خیلی بد و بدون انعطاف و دلسوزی نسبت بهم هست که الا این وسط پا سوز این دوتا شده
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
به خاطر اینکه هیچوقت کنار هم نبودن و عاطفه ای نسبت به همدیگه ندارن دانیال که میخواسته داداش بزرگه باشه و جای دارا تصمیم میگرفته دارا هم که از نوجوانی رفته ایتالیا
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
دقیقا
۶ ماه پیشمریم
1اگر دارایی وجود نداشت اتفاقا خیلی دوس داشتم مثل رمانای کلیشه ای دیگه این دوتا کم کم عاشق هم بشن ولی بچه ها دارا حیف نیس درسته اشتباهات خودشو داره ولی ۱۰۰ هیچ از دانیال جلو تره
۶ ماه پیشلیلا
1به نظرم ازدواج با دارا یا دانیال هردو کلیشه ای میشه خیلی از رمانها پیش اومده که دختره با اونی که حامیش بوده ازدواج کرده تو همین برنامه زیادبود کاش اخرش یه اتفاق متفاوتر میفته مثلا با امید ازدواج کنه دوبرادر ضایع شن و برن دنبال یه کیس دیگه برای زدن تو سر هم
۶ ماه پیشم.ر
0امید زن داشت یا اشتباه میکنم
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
بله امید متاهله
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
روند و اتفاقات رمان من به هیچ وجه کلیشه ای نیستش
۶ ماه پیشزهره
0به نظرم این حجم از کینه وتنفر محاله به عشق تبدیل بشه عشق در دونفر که به هم احساسی ندارن به وجود میاد اما خیللللللللی کم نفرت جاشو به دوست داشتن بده
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
مرسی نظرت رو به اشتراک گذاشتی عزیزم
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
من به هیچ عنوان دنبال کلیشه نویسی نبودم و نیستم
۶ ماه پیشلیلا
1جای یه برادر دلسوز برای آلا خالیه بیاددهن این دو برادرروسرویس کنه 🤣🤣
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
😂
۶ ماه پیشزهره
0فعلا میزاشت الا بدون تنش بین او ودانیال زندگی کنه بعد سر صبر برای خودش تصمیم میگرفت آلا بین این دو برادر له شده واز طرفی روان خودش پریشون وخسته از این همه درد هست هر کدام از اینها باید باکسی زندگی کنن که خودش حالش خوب باشه وبتونه حال طرف مقابل روهم خوب کنه
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
منتظر پایان رمان باشید عزیزم
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

شیدا
0ای واای تازه داشت دانیال یکم رفتارش رو با آلا درست می کرد دارا پیداش شد قلمت مانا دیباجان هرپارت سوپرایز میشیم