چند قدم فاصله به قلم دیبا کاف
پارت هشتاد :
صدای باز شدن در اتاق تو سالن پیچید اما سرم رو نچرخوندم.
نمیخواستم یه جنجال دیگه درست کنم.
دانیال از کنارم عبور کرد و به طرف آشپزخونه رفت.
از گوشه چشم دیدم که زیر چشمی نگاهم کرد.
در یخچال رو باز کرد و شیشه آب رو چنگ زد.
چند لحظه ای همونجا ایستادم.
میتونستم سنگینی نگاه دارا رو روی خودم حس کنم اما جرعت نکردم سرم رو بچرخونم.
اگه نگاهش میکردم اگه یه لحظه چشم تو چشمش میشدم تÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

دیبا کاف | نویسنده رمان
الان کی به کی خیانت کرده؟
۶ ماه پیششیدا
0دقیقا ؟؟!🤔🫣😮 منم متوجه نمیشم چرا رو حرف زدن دونفر کلمه خیانت ک خیلیم سنگینه رو میزارید یعنی چی بنظرم یکم ب احتیاط تر قضاوت کنیم دیگران رو دنیا قشنگتر میشه
۳ ماه پیشفاطمه
0عالی ممنون عزیز
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
😘
۶ ماه پیشآنا
0❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
🙏🏻
۶ ماه پیشمهلا
2دونفر که همو دوست دارن تو تاریکی شب توی اتاق با وجود اینکه می دونن شوهر زن دوست نداره باهم تنها باشن درباره احساسشون حرف می زنن و پسره میخاد باهم فرار کنن این هلال خداست ؟ اگه همین زن بره با همسایه وفامیل وبقیه مردا حرف بزنه با این حرف زدن با معشوقش یکی میشه ؟
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
فقط با هم حرف زدن همین آلا هم که بهش نه گفت و تموم شد الان این خیانته و اینا قاتل بالفطرن؟ دانیال رفت مطب و فوژان دوتایی تنها بودن و دستش رو بخیه زد هم خیانته با این حساب نه؟ بحث خیانت نیست عزیزم شما چون شخصیت دانیال رو بیشتر دوست دارید اینجوری واکنش نشون میدید
۶ ماه پیشمهلا
1اتفاقا اونهم خیانته کل رمان همینه من علاقه ای به شخصیت بخصوصی ندارم این شمایید که به خاطر علاقه به دارا همه کارهاشو رو عادی جلوه می دیدحتی مادرش رو به خاطر خیانت سرزنش نمیکنه خودش هم همینکارو میکنه وباز هم محبوب شماست اگه نارحت شدید ببخشید اعتقادات من با شما متفاوته ونباید کارهاتون رو دنبال کنم
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
اعتقاد من تو قلب منه و این صرفا یه داستانه که هیچ ارتباطی به عقاید شخصی من نداره این یه رمان تخیلی با اندک اقتباسی از یه اتفاق واقعیه که برای خوندن و نخوندنش مختار هستید عزیزدلم تا اینجا هم که همراه بودید سپاس فراوان
۶ ماه پیشکوثر
0الهی🥲دلم کباب شد براشون
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
بچه های مظلومم
۶ ماه پیشمهلا
0واقعا که دو ادم خائن مظلومن 😔
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
کی خیانت کرده؟ چرا الکی اسم رو یه حرف زدن ساده میذارید؟ اگه اینطوری که شما قضاوت میکنید باشه حرف زدن زن متاهل با مرد همسایه هم خیانته حلال خدا رو هم حروم میکنید
۶ ماه پیشعسل
0خیلی خیلی ممنون دیبای عزیز کهدمارو منتظر نذاشتی وچند پارت پشت سرهم گذاشتی بازم خیلی ممنون فقط امیدوارم این رمان زیبا الوده خیانت نشه
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
فدات شم قشنگم
۶ ماه پیشAsma
0عزیزم مرسی بابت پارت های هدیه ای که گزاشتی 🙏 عالی بود🌹
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
قربونت برم عزیزم🫶🏻
۶ ماه پیشم.ر
1دارا یه ترسو 😐خودشو پشت بقیه میذاره
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
چرا ترسو
۶ ماه پیشم.ر
0چرا تا دانیال دید هیچی بین ما نیست وبعد یواشکی به الا میگه من دوست داشتم واز این حرف ها یا رومی رومی یا زنگی زنگی باش رنگ عوض میکنه🙁
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
نمیتونست جلو دانیال بگه هنوز دوستش دارم
۶ ماه پیشفاطمه
0به نظرم دانیال همون وراس صداشونو میشنوه میخواد ببینه آلا بهش وفاداره. راسی دمت گرم نویسنده☺️
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
🫶🏻
۶ ماه پیشفاطیما
0یا قمر بنی هاشم اگر دانیال سر برسه چی!😶 دمت گرم نویسنده جان اینجوری پشت سر هم پارت خوندن خیلی چسبید بخصوص این پارت های حساس و هیجانی خداقوت عزیزم🌺
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
قربونت برم عزیزدلم😘
۶ ماه پیشنرگس
1ممنون عزیزم بابت پارت های هدیه ،خیلی خوب بود ولی منم واقعا دوست دارم که دانیال و آلا به هم برسن چون فکر میکنم این دوتا بیشتر به هم میان ومیتونن هم دیگه رو درک کنن،داستان اینقدر هیجانی شده که آدم دوست داره پارت ها پشت سر هم بیاد ،بازم ممنونم ازتون خدا قوت میگم بهتون
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
قربونتون برم خوشحالم پارت ها رو دوست داشتید
۶ ماه پیش۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
1بخاطره بچه باید دانیال یکم از نفرتش کم کنه یکم فکر کنه الا تقصیری نداره خیلی کینه ایه دارا باید بکشه کنار شاید دانیال دل بده به آلا
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
باید ببینیم چه اتفاقی میافته و شخصیت ها چه تصمیماتی میگیرند
۶ ماه پیشMarjan
1ممنونم عزیزم به خاطر پارت های امروز واقعا من دلم میخواد دانیال و آلا کنار هم باشن دلم بیشتر برای دانیال و آلا میسوزه چون هر دو زخم خورده هستن و میتونن به مرور مرحم برای هم باشن 🥲🤝🏻
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
خوشحالم به دلتون نشسته عزیزم
۶ ماه پیشچمران
1کاش دارا برای همیشه بره آلا ودانیال باهم خوبن .فقط باید بگذره ممنون بابت پارت.قلمتون پایدار
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
فدات شم قشنگم
۶ ماه پیشمحرابی
0الهی حیف که جدا شدن وبهم نرسیدن. الان دلهره دارم دانیال برسه باز به جونش بیفته وبگه تو اخفالش کردی بیاد تو اتاقت. ممنونم زیبا ودلنشین
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
فداتون بشم عزیزم
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ستاره
0درسته خیلی از مردها به بهانه سردی و یا بارداری یا کم توجهی زنهاشون خیانت میکنن ویا برعکس زن هایی رو دیدم که برای خیانتشون دلیل آوردن خائن ذاتش خائنه دنبال بهانه می گرده مثل جمشید در نیسان ابی زنش هم عاشقش بود وهم خوشگل ورمانتیک بهش خیانت کرد ولی رضا خرسند زنش روخوش بهش نمی داد ولی خائن نشد