پارت صد و نود :


-فقط شرمنده؟ تو می دونی با این تصمیم احمقانه چه تیشه ای به زندگی و آیندت زدی؟ چطوری می خوای تو صورت دختر امیر نگاه کنی و از شاهکارت بگی؟ اصلا من چطوری واسه خود امیر توضیح بدم که..
مامان دست روی سینه اش گذاشت و عقبش راند.
-تو الان آروم باش هاکان.
دست مامان را پیش نگاه متاسفم بالا کشید.
-چطوری جواب ایکیگای منو تو میدی؟ جواب این حالش؟
-من نمی خواستم بابا..به خدا مجبور شدم.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!