پارت پنجم :

جان که بی‌قرار بود گفت: «می‌شه بگی چرا وسط صحنه‌ی جرم موندیم؟»

«وسطش نیستیم...»

حرفمو برید: «آره،فقط یه کوچه فاصله داریم! الان پلیس‌ها می‌ریزن این‌جا،ما رم می‌گیرن.بزن بریم دیگه! وایسادی نگهبانی جسدها رو می‌دی؟»

به ساعتم نگاه کردم: ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!