بانو دخت به قلم ساناز لرکی
پارت نود و هشتم :
پایم را که از آستانهی درِ سنگی به داخل گذاشتم، انگار از مرزِ دنیای زندگان عبور کردم و پا به گوری دستهجمعی و فراموششده گذاشتم.
سرمای استخوانسوزی از کفِ سنگیِ راهرو بالا خزید و دورِ مچِ پاهای برهنهام پیچید. تاریکی در اینجا فقط نبودِ نور نبود؛ بلکه مادهای غلیظ و سنگین بود که به پوستم میچسبید و راه نفسم را میبست.
بوی تندِ نم و نا، بوی گندیدگیِ آبِ راکد و کپکهای Ø
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
سیتا
0خیلی ترسناک بوووود🤯😰
۴ ماه پیشنرگس
0دوازده شبه رسما ریدم تو خودم
۵ ماه پیشPARNIA
0نگارین بلایی سر خودش نیاورده باشهههه
۵ ماه پیشموفرفری
0احتمالا نگارین هم میخواد خودکشی کنه د اب از سر این بچه گذشته
۵ ماه پیشموفرفری
1فکر کنم هنجرش اسیب زدن که نتونست حرف بزنه یا صدایی ایجاد کنه 💔 ولی تو نباید فراموشش میکردی و میزاشتیش اونجا رخساره💔💔💔💔
۵ ماه پیشموفرفری
1چه جرعتی داشت رفت پایین من جای اون ترسیدم
۵ ماه پیشفاطمه زهرا
0وای داره اعصابم خورد میشه،نمیدونم چرا نمیتونم واسه پارت بعد کامنت بزارم
۵ ماه پیشفاطمه زهرا
1"...نه تنها در زیرزمینش ارواح پوسیده را پنهان کرده بود،بلکه در طبقات بالایش نیز داشت زنده زنده ادم ها را می بلعید" 🫠
۵ ماه پیشفاطمه زهرا
1شاید مامان فرداد باشه،ولی چرا باید مامان فرداد و اونجا زندانی کنن؟اون همه سال چطور هیچکس متوجه ش نشده و چجور زندگی کرده..
۵ ماه پیشفاطمه زهرا
1وای من از اون محیط نمناک و لزج حالمم بهم خورد چه برسه به رخساره..وای
۵ ماه پیشباران
0اخی دلم برای حقارت فردادمیسوزه چطوری مادرش پنهان کرده عجوزه خانم
۵ ماه پیشاکرم بانو
0لعنتی کاری کرده بقیه فک کنن زیر زمین جنی چیزی داره طرفش نرن
۵ ماه پیشاکرم بانو
0اگه مادر فرداد رو زندونی کرده باشه مرگ براش کمه...باید کاری کرد ذره ذره بمیره...
۵ ماه پیشاکرم بانو
0اون زن مادر فرداده؟این همه سال...زن بیچاره...
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Helia
0اون زن مادر فرداد می تونه باشه؟