پارت شصت و پنجم :

***
کت تک سرمه‌ایم را روی پیراهن ساده طوسی تن می‌کنم و موهایم را با برس سمت عقب می‌فرستم. قبل از بستن در، نگاهی به سوییت می‌اندازم. امشب باید با مرضیه شام بخورم. باید کنارش بنشینم و ببینم تا کجا خودش را مسکوت کرده است.
سوییچ را بیرون میکشم و از پشت رل پیاده می‌شوم که تنه محکمی به شانه‌ام می‌خورد و شیوا را می‌بینم که وارد ساختمان می‌شود. در آسانسور را باز می‌شود، از من فاصله می‌گ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    خیلی قشنگ بود،بخصوص با این آهنگ قشنگ،خسته نباشید 🤗🙏🏻

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم خوشحالم آهنگا رو دوست داری

    ۴ ماه پیش
کپی شد!