پارت هشتاد :

** میرا*

یک هفته از مریضی هانا گذشته بود. این روزها بیشتر درگیر نوشتن نمایشنامه یکی از کتاب‌های موردعلاقه‌اش بود. چیزی تا نمایش نمانده بود و آن‌قدر مشغول درس خواندن و آمادگی‌های لازم برای اجرای گروهش بود که او را کم‌تر می‌دیدم.

الیان برای مدتی، به‌جای خانم مارشال، به دانش‌آموزهای جدید اسب‌سواری آموزش می‌داد و برای همین هم در این مدت خیلی کم با او مواجه شده بودم. میرن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zinb

    0

    عالیه عالیه عالیه

    ۲ ماه پیش
  • مونیکا

    2

    چرا همه رمانای مرجان جان انقدر پیچیده🫠🫠🫠 تا لحظه آخر باید منتظر موند تا ازش سر در بیاری 🫠🫠

    ۲ ماه پیش
  • Hosna

    1

    واییی خیلی ذوق دارمممم که قراره رمان مرجان انگلیسیش چاپ شهههههه🥹🌈

    ۳ ماه پیش
  • ....

    2

    وای من خیلی خوشحال شدم که کتابتون داره به انگلیسی چاپ می شه مرجان بانو عزیزمممم🫠 شما نویسنده ای هستین که با قلب و روحتون رمان می نویسین و همیشه در خط به خط رمان هاتون حس زندگی و عشق جریان داره🥲 واقعا خوشحالم براتون و امیدوارم موفقیت هاتون روز به روز بیشتر بشه🥺❤️

    ۳ ماه پیش
  • غزال

    0

    من مردممممم🫠🫠🫠🫠

    ۳ ماه پیش
  • kmmm

    3

    طبیعیه که من میمیرم برا این زوج؟ 😭 اصن جذبه خاصی دارن

    ۳ ماه پیش
  • Zar

    0

    😭😭😭😭😭منم همینطورررررر

    ۳ ماه پیش
  • kmmm

    1

    مرجاننننن دختررر خوشگلممم مرسییی بابتتت اینکههه اینقدد مسئولیت پذیری و کنارمونیی❤️ 🔥💋

    ۳ ماه پیش
  • kmmm

    1

    واییییی مرجانننن جانن براتتت خیلییی خوشحاللل شدمممم و ذووققق کردممم عزیززممم امیدوارمم همهه ارزوهاتت براتت خاطره بشنن😭😭😭😭😭🤍🤍🌸🌸💋💋

    ۳ ماه پیش
  • نجمه

    7

    راستش با اینکه هنوز نمیدونم کدوم کتابت قراره به انگلیسی چاپ بشه ولی از شنیدنش انقدر خوشحال و هیجان زده شدم که حس میکنم یه اتفاق خیلی خوب واسه ی خودم افتاده از صمیم قلبم بهت تبریک میگم تو لیاقت بهترین هارو داری 🥹

    ۳ ماه پیش
  • استوری مرجان 🥹

    21

    بلاخره بعد از هفت سال تلاش کتابم داره به انگلیسی چاپ میشه دوست داشتم این خبر و طور دیگه ای بدم... ولی خب نشد:)

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه:)

    5

    نتونستم بهتون نگم از بس ذوق کردممم🥹

    ۳ ماه پیش
  • بنفش علی

    2

    وای خدا مبارکه چقد خوشحال شدم خداروشکر 🥲موفقیتای بزرگ تر از این ببینم ازت مرجانم،این خیلی خوبه که بجز ما اونا ام میتونن قلم تورو بخونن ببینن چقد استعداد داری و قشنگ مینویسی عاشق پسرای جذاب و متفاوت رمانات بشن عاشق قشنگی و غم متفاوت دخترات بشن خوشحالم براشون که اونا ام میتونن این تجربه رو بکنن:)))

    ۳ ماه پیش
  • Hln

    1

    وای خدایا چقدر خوشحال شدمممم بغض کردم بخدا😭❤️ امیدوارم موفقیت های بیشتر و قشنگتری نسیب خودت و قلم زیبات بشه که واقعا برازندته مرجان ❤️

    ۳ ماه پیش
  • Saniya

    5

    کدوم کتاب😭😭 نمیدونم والا کاش حداقل یه سردینی چیزی بود اینترنتمو برام وصل میکرد

    ۳ ماه پیش
  • Tina

    2

    خیمه شب بازی فکر کنم.چون قبلا میگفت میخواد اینکارو کنه.خیلی خوشحالم که موفق شد:)

    ۳ ماه پیش
  • N.a

    2

    دلم برات تنگ شده مرجان ... برای استوری هات پیامای چنل *** دایرکتایی که جواب میدادی چرا فرصت یه زندگی عادی ازمون گرفته شد

    ۳ ماه پیش
  • Hln

    5

    ینی عاشق این پیام های اخر پارت هام که میذاری برامون مرجان خیلی دلم برای استوری هات تنگ شده ولی مرجان راستشو بگو این الیان هم بد داره میوفته تو دام عشق ها مگه نههه

    ۳ ماه پیش
  • Ferferishoonam

    5

    دارم به این فکر میکنم که ما چقدر از یه زندگی معمولی دور شدیم ... من دلم برای موقعی هایی که یا بچه ها اینجا کامنت میزاشتیم و درخواست پارت هدیه میکردیم تنگ شده یا اون موقع هایی که با ذوق استوری اینستات رو نگاه میکردم ...من عمیقأ دلم برای اون روزای کسالت آور معمولیم هم تنگ شده ...

    ۳ ماه پیش
  • Ferferishoonam

    1

    و تهش خواستم بگم ممنون مرجان عزیزم بابت اینکه مارو با قلمت کمی از استرس هامون دور می کنی ❤️

    ۳ ماه پیش
  • Tina

    0

    هییی:) منم،دلم برای استوری های مرجان تنگ شده

    ۳ ماه پیش
  • Ferferishoonam

    1

    هعی فقط میتونم بگم این زندگی حق ما نبود:)

    ۳ ماه پیش
  • Nazi

    1

    من پارت میخواااااام🫠😭

    ۳ ماه پیش
  • ۰۰۰۰

    1

    امشب پارت نداریم

    ۳ ماه پیش
کپی شد!