پارت نود و ششم :

امیدوارم تیغه چاقو را زیر نور چراغ‌قوه ببیند. برای یک لحظه دلم می‌خواهد او، آن پسرک طلایی و شکست‌ناپذیر، فقط ذره‌ای از آن وحشتی را تجربه کند که برادر کوچکم قبل از مرگ چشید. همان لحظه‌ای که در ساحل بسته شده بود و می‌دید آب بالا می‌آید تا خفه‌اش کند. دلم می‌خواهد طعم گسِ آن وحشت را زیر زبانش حس کند. می‌خواهم چنان بترسد که در تمام عمرش نترسیده است.
نور چراغ را مستقیم توی چشم‌های گشا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️