پارت یازده :

دانکن می‌گوید: «منظورت مثل برنامه چند ماه پیش توی باشگاه راک؟»
می‌پرسم: «کی رفتین راک؟»
ویل سریع می‌گوید: «ببخشید جانو، می‌دونستم راهت دوره، تو اون موقع درگیر بودی.»
می‌گویم: «آهان، آره.» توی دلم می‌دانم قضیه چیست. یک ناهار اعیانی در یک کلوپ اختصاصی. از آن‌هایی که فقط از ما بهتران عضوش هستند. جرعه بزرگی می‌نوشم تا تلخی‌اش را بشورد و ببرد. کاش یک نخ سیگار داشتم.
فمی می‌گ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️