پارت یازده :

دیگه انرژی نداشتم جواب بدم. تختو پیدا کردم، نشستم روش و فقط یه لحظه چشم‌هامو بستم.
تمام هشدارای مانی تو سرم می‌چرخید.
دریاچه ، حموم ، سال آخریا. دیگه برای امروز کافی بود. تک تکِ جمله‌های مانی تو سرم چرخ می‌خورد.
کاش دروغ بود.
ولی نبود.
سرمو گذاشتم روی بالش بدون روکش. نو بود یا شسته نشده بود؟ نمی‌دونم. این‌جا دیگه باید به همه‌چیز عادت می‌کردم.
ساکمو از زیر تخت کشید

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا انصاری

    0

    دوست دارم سپهر یه جور غیر منتظره ای لو بره😁

    ۳ هفته پیش
  • صاد سین

    0

    دست مریزاد به این قلم جذاب و زیبا بانو کالیستو🤌🤌 دارم لذت می برم از خوندن این داستان زیبات. و در مورد این پارت فوق العاده باید بگم که حس عجیبی بهم میگه که یونا قطعا فهمید که دختره!

    ۴ هفته پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    قربونت بشم عزیزم

    ۴ هفته پیش
  • یلدا

    0

    وقتی مینویسه این پارت فقط برای مالک شماره … نمایش داده شده ، احساس غرور بهم دست میده😌😂

    ۲ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    چرا نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی 😂

    ۲ ماه پیش
  • دینا

    0

    وای یونا وایب گوجو ساتورو بهم میده میراث هم وایب گتو...کلا این رمان منو یاد جوجوتسو کایسن میندازه

    ۲ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    قیافه‌هاشون آره😂ولی یونا کلا زاله.

    ۲ ماه پیش
  • دخترک کبریت فروش

    0

    چقدرقلمت خفنه کیف کردم یعنی وقتی رفتن توی کمدنفس توسینم حبس شده بود

    ۲ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    دورت بگردم ، بیا جلوتر 😂😂✨

    ۲ ماه پیش
  • Ayda

    1

    عجب خوش آمد گویی جنجالی ولی حس میکنم یونا شک کرده با این جیغایی که نعنا کشید

    ۲ ماه پیش
  • Rez

    0

    چرا حس میکنم یونا فهمید یا قبلا میدونسته نعنا کیه؟

    ۲ ماه پیش
  • نمی‌دونم

    9

    فقط من نگران بودم بخاطر جیغی که نعنا کشید همه بفهمن پسر نیست؟

    ۲ ماه پیش
  • Mah

    3

    وایی خدایا یعنی هیجان و خنده رو با هم داشتم می زدم واقعا خیلی عالی می نویسی کالی 😂

    ۲ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    ✨❤️

    ۲ ماه پیش
  • طوفان

    3

    داداش این دیگه نسلش منقرض میشه با ضربت.... همش تقصیر کالی که اینجوری شد اههههه🔪😡

    ۲ ماه پیش
  • کتی

    1

    دادش اون که به وجود اومده تا خرتناقققق😂🤝

    ۲ ماه پیش
  • فاطی

    3

    واییییی چه استرسی کشیدم حاجی 😂😂😂😂 کالی فقط دهنت با این کارات دختر 😂😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    چاکریم 🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • کتی

    3

    چرا همه چشم آبی ان؟؟؟ بابا اینجا ایرانه همه شرقین از هر ده تا آدم به زور یه نفر چشم آبی شاید دربیاد😩

    ۲ ماه پیش
  • کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان

    من واقعا برای ارتباط گرفتن با شخصیتی که انتخاب می‌کنم سختمه. فرقی نمی‌کنه که مشکی باشه یا آبی و سبز. باید ارتباطه به وجود بیاد

    ۲ ماه پیش
  • Mahdieh

    13

    دلم میخواد یونا رو بخورممم با این که یونا جذاب و زیباست ولی من میخوام میراث به نعنامون برسههه

    ۳ ماه پیش
  • 𝓼𝓱𝓲𝓿𝓪

    2

    نسل یونا های بعدی منقرض نشده باشه خوبه😂

    ۳ ماه پیش
کپی شد!