پارت نهم :
ماشین ، جلویِ دروازهی بزرگ و آهنی مدرسه توقف کرد. دروازه مثل دهن یه اژدها باز بود. اما همونقدر هم باشکوه. با چشمهای گشاد ، کمی دقیق تر شدم. پرندههای حکاکی شده و طرح های پیچیدهای روی در نقش بسته بود.
این چه مدرسهای بود؟ تا حالا مثلش ندیده ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

بنفش علی
0وای شخصیت مانی ،استیوه🥹قربونش برم بچمو