پارت هفتم :
لفظِ "قوی سیاه" مثل یه تیکهی یخ سُر خورد توی یقه پیراهنم و تمام ستون فقراتم رو لرزوند. احساس بدی نسبت بهش داشتم. منظور این پیرمرد چیه؟
زل زدم به چشمهای نافذ جمالتبار که انگار داشت توی اعماق مغزم دنبال یه چیزی میگشت.
نگاهش با همیشه ف ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

Blue
0شما هنوز اون میراثو نمیشناسیدد😭🎀 کالیی نشستم از اول بخونم ((: