عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت هشتاد و سوم :
گفتم: اخه! سر یه حرف بیخود قهر کرده.از خودم نپرسید موضوع چیه! به خدا اون ادم اصلا ادم قابل اعتمادی نبود که این حرفو جلوی همه زد.ادم بیخود و دروغگوییه.شهرام خودش قضاوتم کرد.بهش پیام دادم،جواب نداد.دوستم...دوستم ...نداره مامان جون! منو نمی خواد.منم غرور دارم...چقدر دنبالش برم و پسم بزنه؟
شیرین خانم پشت تلفن نالید: این پسر فقط تورو تو اتاقش راه می داد.مارم نمی ذاشت بریم پیشش.جرئت نداشتیم! بنی
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطی
1متاسفانه یا خوشبختانه این خصلت خانما هست گذشت و دل رحم بودن دست خودشون نیست
۴ ماه پیشKosar
1بله دقیقا همینطوره
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
همچین کوتاهم نیومده! پارت بعدی و نخوندید پس،! منتظر باشید😉😅😂
۴ ماه پیشمینا
0واییی پارت بعدی+۱۸ میشه😅😅
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
از دست شماها😄🤭🤭 می دونید که من اصلا اینطوری نمی نویسم عزیزم
۴ ماه پیشچمران
1پارت جدید بزارید منتظریم
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
سلام حتما...امشب پارت داریم...خیلی شلوغم اما حواسم هست به همه تون..🌸🌸به خدا پارت می ذارم صبررر داشته باشید.
۴ ماه پیشزهرا
0چرا پارت جدید نمیاد 🤦🏻 ♀️؟
۴ ماه پیششبنم
0ممنگن زیبا و جذاب بود کاش یک خورده بیشترناز میکرد انقدر زود کوتاه نمی اومد
۴ ماه پیششیوا
1دوباره اومدم پارتو خوندم وای مهندسه رو بگو🙃🙃🙃 چه ویراژی داد از لجش آلاله جون دیگه لاک قرمز نزن اینا جنبه ندارن🫠🫠🫠🫠
۴ ماه پیشSajede
2اصلا یه چیزی بگم شاید شهرام نخواد الاله رو به خونه ***؟ 🤭
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
اینم هست!!! اینو خوب گفتی عشقم😬😬😬
۴ ماه پیشزهرا
1شهرام هرچی داری رو کن و دل آلاله رو بدست بیار
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دقیقا چی رو رو کنه؟؟؟😅😅😂🤣
۴ ماه پیشسلما
2منتظر پارت بعدی هستیم مطمئنم خیلی قشنگه از اون جایی که آلاله نمیره خونشون🥹🤩😜🥰
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
حالا باید ببینیم😁میره یا نه! عاشق کامنتاتونم!!! 😃😃😃
۴ ماه پیششیوا کراشزد رو دختر
1اینجوری ک الاله تیپ زد منم روش کراش زدم چ برسه به اون یارو مهندسه چه بلایی شده چه دلبری معلومه که شهرام یقه جر میده مگه مغز *** خورده نخوادش😗😗😗منتظر فردا شبماااا مهشاد جونننن
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
والا به خدا😁😁
۴ ماه پیشنگین
1چه صحنه قشنگی بود پله های سنگی وای باز این شهرام داره کجا می بره دخترو ول کن دیگه دوباره زده زیر بغلش الفرار🤭🤭🤭🤭😶 🌫️
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
قربانت نگین جان
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Kosar
1بالاخره دوتا پرنده (عاشق) بهممم رسیدن🤩🤩 ولی من دوست داشتم الاله جلسه دفاع رو نره و شهرام یکم ادب شه بنظرم الاله خیلی براش کوتاه میاد