پارت هشتاد و سوم :

گفتم: اخه! سر یه حرف بیخود قهر کرده.از خودم نپرسید موضوع چیه! به خدا اون ادم اصلا ادم قابل اعتمادی نبود که این حرفو جلوی همه زد.ادم بیخود و دروغگوییه.شهرام خودش قضاوتم کرد.بهش پیام دادم،جواب نداد.دوستم...دوستم ...نداره مامان جون! منو نمی خواد.منم غرور دارم...چقدر دنبالش برم و پسم بزنه؟
شیرین خانم پشت تلفن نالید: این پسر فقط تورو تو اتاقش راه می داد.مارم نمی ذاشت بریم پیشش.جرئت نداشتیم! بنیØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    باز میبرش خونه خالی بعد دوماه گیرش آورده. ممنون زیبا ودلنشین بود

    ۳ هفته پیش
  • Kosar

    1

    بالاخره دوتا پرنده (عاشق) بهممم رسیدن🤩🤩 ولی من دوست داشتم الاله جلسه دفاع رو نره و شهرام یکم ادب شه بنظرم الاله خیلی براش کوتاه میاد

    ۵ ماه پیش
  • فاطی

    1

    متاسفانه یا خوشبختانه این خصلت خانما هست گذشت و دل رحم بودن دست خودشون نیست

    ۵ ماه پیش
  • Kosar

    1

    بله دقیقا همینطوره

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    همچین کوتاهم نیومده! پارت بعدی و نخوندید پس،! منتظر باشید😉😅😂

    ۵ ماه پیش
  • مینا

    0

    واییی پارت بعدی+۱۸ میشه😅😅

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    از دست شماها😄🤭🤭 می دونید که من اصلا اینطوری نمی نویسم عزیزم

    ۵ ماه پیش
  • چمران

    1

    پارت جدید بزارید منتظریم

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    سلام حتما...امشب پارت داریم...خیلی شلوغم اما حواسم هست به همه تون..🌸🌸به خدا پارت می ذارم صبررر داشته باشید.

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    0

    چرا پارت جدید نمیاد 🤦🏻 ♀️؟

    ۵ ماه پیش
  • شبنم

    0

    ممنگن زیبا و جذاب بود کاش یک خورده بیشترناز میکرد انقدر زود کوتاه نمی اومد

    ۵ ماه پیش
  • شیوا

    1

    دوباره اومدم پارتو خوندم وای مهندسه رو بگو🙃🙃🙃 چه ویراژی داد از لجش آلاله جون دیگه لاک قرمز نزن اینا جنبه ندارن🫠🫠🫠🫠

    ۵ ماه پیش
  • Sajede

    2

    اصلا یه چیزی بگم شاید شهرام نخواد الاله رو به خونه ***؟ 🤭

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    اینم هست!!! اینو خوب گفتی عشقم😬😬😬

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    1

    شهرام هرچی داری رو کن و دل آلاله رو بدست بیار

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    دقیقا چی رو رو کنه؟؟؟😅😅😂🤣

    ۵ ماه پیش
  • سلما

    2

    منتظر پارت بعدی هستیم مطمئنم خیلی قشنگه از اون جایی که آلاله نمیره خونشون🥹🤩😜🥰

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    حالا باید ببینیم😁می‌ره یا نه! عاشق کامنتاتونم!!! 😃😃😃

    ۵ ماه پیش
  • شیوا کراشزد رو دختر

    1

    اینجوری ک الاله تیپ زد منم روش کراش زدم چ برسه به اون یارو مهندسه چه بلایی شده چه دلبری معلومه که شهرام یقه جر میده مگه مغز *** خورده نخوادش😗😗😗منتظر فردا شبماااا مهشاد جونننن

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    والا به خدا😁😁

    ۵ ماه پیش
  • نگین

    1

    چه صحنه قشنگی بود پله های سنگی وای باز این شهرام داره کجا می بره دخترو ول کن دیگه دوباره زده زیر بغلش الفرار🤭🤭🤭🤭😶 🌫️

    ۵ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    قربانت نگین جان

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️