عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت هشتاد و چهارم :
گفت: اول باید دوش بگیریم و من خشکت کنم و بعد... گفتم: من گرسنمه! صبح حمام بودم...بعد هم بی بعد! از ماشین که زیر سقف پارکش کرد پیاده شدم. حیاط پر درخت که با باران مثل بهشت شده بود حالم را بهتر کرده بود و دلهره ام محو شد.شال و کتم را برداشتم و در را محکم به هم کوبیدم.ماشین را قفل کرد: یواشتر! چه خبره؟باز شروع شد! باز این دختر اخلاق خوباشو زد تو صورت ما! گفتم: اخلاقای خوبمو ندیدی هنوز!
زیر باران تن
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
حتما...باید بنویسم و ادیت بزنم
۴ ماه پیشزهرا
0خوب خداروشکر قضیه ختم بخیر شد
۴ ماه پیششیوا
0چقدر احساسی بود این پارت واااای🫠🫠🫠🫠الا جون مام آب شدیم چ برسه به تو این شهرام موقعش ک میشه چقدر با ادب و آقا و مهربون میشه اما بعدشم باید مهربون باشه نمیشه ک فقط موقع چیز بگی غلط کردم
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
اره همون😆😆😆😆😂
۴ ماه پیششیوا
0من دیشب بیدار نبودم اما الان ک دارم می خونم کیف کردم خیلی خوب بود هر دفه از قبل بهتر و جدیدتره مرسی مهشاد جون که دلمونو شاد می کنی!
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم❤️❤️
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم
۴ ماه پیشکیانا
0چه قد دیر به دیرو بی نظم پارت میذارید !!! دلیلش چیه عزیزم؟
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
و چقدر شما تندی عزیزم!خیلی بده که آدم تا حالا هیچ نظری نداده باشه و فقط برای اعتراض نظر بگذاره! فکر نمی کنید جالب نیست؟ با نظمتر از من نیست!
۴ ماه پیشمینا
0خوب الهی شکر انگار ختم به خیر شد بایا برین یاهم جیک توجیک کنین چرا انقدر میپرین به هم
۴ ماه پیشابرا
1وای عجب پارت قشنگ و هیجانی بلاخره شهرام یه حرکتی زدن مرسی عزیزم
۴ ماه پیشزهرا
4والا اخرش آلاله مارو حامله میکنه همش خودشو هم مارو راحت میکنه حالا من گفتم🤪🤔🫡
۴ ماه پیشSajede
1فردا هم پارت میذاری، یا نه؟
۴ ماه پیشSajede
2خدایا شکرت من بالاخره نمردم و به آرزوم رسیدم 🤲این دوتا بالاخره بعد از کلی قهر و جدایی دوباره به هم برگشتن.... کاش همینطور بمونن احساسی ، عاشقانه و هیجان انگیز.... یعنی میشه مهشاد جون؟
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ونوس
0سلام خواهشمندم پارت ها بیشتر بگذارید.