پی یار به قلم الهام فتحی
پارت صد و هشتاد و هفتم :
-می دونی همین الان هم دلتنگم؟ دلتنگ اون روزایی که باید با تو سپری می شده و نشده. حسرت همه ی تفریح هایی که می شد کنارت بهم خوش بگذره.اینکه اگر با تو فستیوال های هند و هر ساله شرکت می کردم چه لذتی داشت. با تو قلعه ی سرخ رفتن و به خودم بدهکارم. قطب منار و معبد نیلوفر آبی رو.حتی باغ های لودی و بازارهای محلی. من خیلی برای زندگی وقت کم دارم عباس..نمی تونم باقیش و تو بیمارستان و زیر اکسیژن و اتا
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
