افسون کلاغ ها مترجم طیبه حیدرزاده
پارت نود :
...که کسی خودش را اینگونه نشان دهد تا ما را فریب دهد. قطعاً هرگز به فکرش هم خطور نمیکرد که او دارد تکتک ذرههای جادوییاش را برای خود ذخیره میکند.
با صدایی سخت و قاطع گفت: «توضیح بده. با تمام جزئیات.» در کمال تعجب، او برخاست، شانههایش را صاف کرد و شروع به توضیح دادن کرد. او از برخی بخشها گذشت که من در دل از او بابت این کار سپاسگزار بودم، اما هیچ چیز مهمی را از قلم نینداخت. ب
لطفا صبر کنید...
