پارت شصت و نهم :

تا انتهای شب که یاسمین خوابید کنارش ماند، از ریتم نفس‌های او که به عمق خوابش پی برد، اتاق را ترک کرد و درش را آرام بست که در سالن با سروناز روبه‌رو شد.

- دخترم اگه کاری با من نداری برم اتاقم.

- نه فقط... کیسان وقتی رفت نگفت کی برمیگرده؟

- پرسیدم ولی نگفت.

- خیلی‌خب برو استراحت کن، خسته نباشی.

تا سروناز در اتاقش که دیوار به دیوار اتاق یاسمین بود را ببندد، او

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    0

    بچم کیسان خیلی گناه داشت که نازنین خانم یکم کوتاه بیا دختر

    ۳ هفته پیش
  • مهناز

    0

    نازنین وااقعا باارزشه

    ۱ ماه پیش
  • الی

    1

    واییی نازنین خیلی بدجنسی که این بچه رو اذیت میکنی🙄 ولی کیسان مثل همیشه خودش ثابت کرد 😭🛐

    ۳ ماه پیش
  • زهرا

    1

    ای نازنین خبیس پسرمون گناه داره چرا ادیتش میکنی یه کام نمیدی نده چرا با پسرمون بازی میکنی😂💔

    ۳ ماه پیش
  • maca..

    0

    آخخخخ قلبم🫠🫠🫠کیسان(چ میکنه این بازیکن) 😎😎

    ۴ ماه پیش
  • آرزو

    0

    منی که هنوزازشدت هیجان نفسم مونده تپش قلب گرفتم تااخررمان دوتاپست دیگه اینجوری بذاری من به تهش نمیرسم...عالی نبودیچی اونورتربودواقعااونقدخوب بودچندبارمرورش کردم مرسی برای این پارت میشه زودترپارت بعدوبذاری لطفاااا

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    قشنگم خدا نکنه تا تهش نیازت دارم^^🤍

    ۴ ماه پیش
  • نازنین

    3

    نمیشه یهو دستتون بخوره ۱۰ ، ۱۵ پارتی بیاد برامون؟🫶

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    اونجوری رمان یه هفته‌ای تموم میشه🫣

    ۴ ماه پیش
  • تی دا

    1

    عالی بود عزیزم ممنونم 🌹🌹🌹خوب به سلامتی کیسان توی امتحان هم پیروز شد ببینم نازنین جایزشو میده یا نه 😉😁

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    تا جایزش چی باشه🫣😂

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    2

    میگم نویسنده جانم شما هم مث نازنین خوب بلدین ما رو جون به سر کنی ما رو بردی سرچشمه وتشنه برگردوندی😁😁 اییی نامرد روزگار🥲 اگه نمیزنی ی پارت طولانی امشب بزار🙃🫡🥰

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    آخ آخ یه حالی میده که نگو🫣😂 اگه بتونم حتما🤍

    ۴ ماه پیش
  • eensal

    2

    زن منفور داستان برای من صفورا نیست، نازنینه، کیسان بچمو اذیت میکنه😭

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    حالا دوسش داشته باش شاید نرم شدا

    ۴ ماه پیش
  • مینا

    1

    خدایییی عجب عشقی این کیسان داره خدا شانس بده والا نازنین باید بزارتش رو سر ش

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    مجنون زمونشه پسرم

    ۴ ماه پیش
  • مامان پری

    0

    ممنون گلم عجب پارت نفس گیری بود . واقعا جذاب بود و خیلی سخت

    ۴ ماه پیش
  • eensal

    0

    من : اولای پارت 😁 اخرای پارت 😭

    ۴ ماه پیش
  • سعادت

    1

    کیسان چه بهای سنگینی دادی تا به نازنین برسی امیدوارم که درکنار نازنین خوش باشی هردوتاتون لیاقت بهترین ها را داریدقلمت مانا عزیزم بسیار زیبا و لذت بخش 🌸🌸🌸🌸🌸🌸

    ۴ ماه پیش
  • امیرعلی

    0

    واااااای، چه زجری میکشه کیسان ،الهی بگردم ، از دست تو نازنین کی سر عقل میای آخه. ممنون بابت پارت زیبات♥️♥️♥️🌹🌹🌹🌹

    ۴ ماه پیش
کپی شد!