پارت صد و یازده :

دکتر رفیعی دستگاه پروب را روی شکمم حرکت داد و دم عمیقی گرفت _ دخترکت یه گوشه کز کرده و میگه چرا مامانم نمیدونه که به جای این همه یاس و نا امیدی، باید امیدوار باشه چون منم چند ماه دیگه به دنیا میام و به یه مامان سرحال نیاز دارم!
نگاهم خیره به سفیدی سقف بود و خیالم شاید درست شبیه دخترکم زانوی غم بغل گرفته بود! نفس بلندی کشیدم و آرام گفتم:_ این روزا همه چیز با هم تو تضاده. اونقدر خستم که دلم م

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت خاطره در رمان جایی میان آغوشت خاطره
تصویر شخصیت رامین در رمان جایی میان آغوشت رامین
تصویر شخصیت رادمهر در رمان جایی میان آغوشت رادمهر
تصویر شخصیت سیما در رمان جایی میان آغوشت سیما
تصویر شخصیت دایی ستار در رمان جایی میان آغوشت دایی ستار
تصویر شخصیت هادی در رمان جایی میان آغوشت هادی
تصویر شخصیت سیامک در رمان جایی میان آغوشت سیامک
تصویر شخصیت شیدا در رمان جایی میان آغوشت شیدا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Shiva

    0

    با دلمون چیکار داری میکنی سمانه جون🥺

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    کلی پارت های قشنگ هستن که تو راهن عزیزمممم نگران‌نباش🤞🏻😉

    ۴ ماه پیش
  • حسام

    2

    نههههههههههه سمانه خانم ترو خدا با روح و روان ما بازی نکن💔

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    صبوری کنید

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    بابا الان بهوش میاد خوبه من آمادتون کرده بودم و اینجوری شلوغش کردین

    ۴ ماه پیش
  • حسام

    2

    من طاقت ندارم خدایی😁 با قلب من پیرمرد هی بازی میکنن

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    تو که تازه اول چلچلیت بوذ چیشد پس😂

    ۴ ماه پیش
  • حسام

    2

    از بس با احساسم طاقت ندارم دوتا عاشق از هم دور بمونن😁

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    دیگه اعتراف کردی بد هم اعتراف کردی پیرمرد😅

    ۴ ماه پیش
  • حسام

    2

    نهههههههههههه اصلااااااا😝

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    دیگه دبه در نیار فعلا بحث هادیه ازش خبر نداری

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    من تخمه به دست دارم کامنتای شما رو میخونم میخندم😁

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    بیا بعد بهت میگم اشتراک رایگان بهم بده من و میپیچونی ولی پول داری بری تخمه خدا تومن بخری و به کامنت های ما بخندی🤨

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    تخمه به دست یه اصطلاحه بابا🤣

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    باشه توهم مثل مخاطبت دبه در بیار

    ۴ ماه پیش
  • حسام

    2

    آخی ولش کن سمانه رو چیکارش داری😁

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    بیا دبه🪣 البته این سطله دبه دم دستم‌نبود🤣

    ۴ ماه پیش
  • حسام

    2

    حس میکنم هادی داره خودش و آماده می کنه بیاد سمت شیدا🤔

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    من خودم براش پاپیونش میکنم بیاد سمت شیدا یادش رفت چقدر زخم زبون زد بهش

    ۴ ماه پیش
  • حسام

    2

    امیدوارم اینجوری نباشه واقعا چون اصلا حس خوبی نمیده اگه بخواد بیاد سمت شیدا اونم تو این موقعیت

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    آره درضمن به شخصیتش همچین چیزی نمیاد چشم کاری به سمانه ندارم پیرررررمرررررد

    ۴ ماه پیش
  • حسام

    2

    آفرین گل دخترم

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    باهاتون قهرم همون سمانه براتون خوبه که دق مرگتون کرد 🤧😭😭

    ۴ ماه پیش
  • حسام

    2

    عههههههههههه دختر چرا قهری🥲 کی دختر من و دعوا کرده

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    خودت دعوام کردی و طرف سمانه رو گرفتی😭😭😭😭

    ۴ ماه پیش
  • حسام

    2

    نههههههههههه دختر بابا من هیچوقت گل دخترم و دعوا نمیکنم 😘

    ۴ ماه پیش
  • علیرضا

    2

    دوستان من تیر خوردم شما ادامه بدید🚶 ♂️

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    🥲💔

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    لازم نیست تیر بخوری بیا الان بهوش بیاد

    ۴ ماه پیش
  • علیرضا

    2

    نکنه به هوش نیاد😑 یکی دیگه رو سمانه بیاره جای رادمهر🚶 ♂️

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    مگه فیلم هندیه بچه یکی دیگه بیاره بابا قحطی شوهره از کجا یکی دیگه بیاره😄

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    همین و بگو😂

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    والا از هادی هم خبری نیست که بگیم خواستگارا صف کشیدن دم در خونه

    ۴ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    اره ها از هادی خبری نیست واقعا چرا🤔

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    نمیدونم فکر کنم فهمید چه شکری خورده بخاطر همین پیداش نیست

    ۴ ماه پیش
  • سهیلا

    2

    شایدم خوشحاله از اینکه رادمهر اینجوری شده😔

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    غلط کرده خوشحاله نکبت معلوم نیست سرش تو کدوم آخوری گرمه

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    میاد به زودی

    ۴ ماه پیش
  • علیرضا

    2

    من دیگه رد دادمممممممم😂

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    توکلا از همون اول هم ردی بودی بچه🤣

    ۴ ماه پیش
  • علیرضا

    2

    چون حق بود دیگه حرفی نمی مونه 🤣🤣🤣

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    خاک عالم تو سر دشمنت واقعا ردی بودی🫣 ولش کن راستی گفتی هادی کجاست

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    خوب آرامش دادم به بچه ها 🤣🤣

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    خیلی خوب بود🤞🏻😂

    ۴ ماه پیش
  • سرو

    2

    جای نگرانی نیست این شوک قبل از بیهوشیه خدابخواد دعاهامون مستجاب شده الان هم رادمهر بهوش میاد جای هیچ نگرانی نیست

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    یعنی عاشق دلگرمی دادنتم😁

    ۴ ماه پیش
  • میم

    2

    ای وای،چی شد یه دفعه،باید برگردی رادمهر،باید برگردی 🥺🥺🥺

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    برمیگرده به نظرت؟🥺

    ۴ ماه پیش
  • میم

    2

    بیچاره شیدا و اون دخترک فکر نکنم جای سالم تو بدنش باشه با این افتادنای شیدا 😭🙏🏻

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آره 🥺💔

    ۴ ماه پیش
  • هانیه

    2

    ترو خدااااااااااااااااا😭😭😭😭😭 رادمهر نرووووووووووو

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    💔🥺

    ۴ ماه پیش
  • ستایش

    2

    بچه ها نکنه رادمهر شهید بشه بعد یه پارتنر دیگه بیاد تو رمان براش؟😭

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    به نظرت میشه همچین چیزی؟

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه عمادی

    2

    قلبمممممممم😭😭😭😭😭 الهی گور به گور بشی مریم😭😭😭😭😭 خدایا رادمهر شیدا رو تنها نذارررررررررر

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    🥺💔

    ۴ ماه پیش
  • آمنه

    2

    این همه رمان خوندم تحت تاثیر هیچکس اینجوری قرار نگرفتم واقعا 🥺

    ۴ ماه پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    الهی🥺

    ۴ ماه پیش
کپی شد!