پارت شصت و دوم :

دارا:
بوی عطرش که همیشه من رو به یاد روزهای خوش قبل از این طوفان می انداخت تو فضای تنگ ماشین پیچیده بود و مشامم رو پر کرده بود.
نگاهم به دست هاش که روی پاهاش گره خورده بود افتاد.
بند انگشتاش از شدت فشاری که به خودش می آورد کبود شده بودند و ناخناش که حتم داشتم از استرس اینجوری شدند کوتاه و بلند بودند.
میفهمیدم که چه بار سنگینی روی دوشش افتاده.
کابوس دیپورت و برگشتن به جایی که

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    1

    ممنونم عالی مثل همیشه. ای بابا این ریکاردو ازکجافهمید که بشه بلای جون این دوتا مردک هیز عوضی

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    لطف دارید عزیزدلم

    ۶ ماه پیش
  • فاطیما

    1

    دارا هم خیلی فرصت طلبه ها این وسط خوب شیطونی میکنه😉

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    😂

    ۶ ماه پیش
  • فاطیما

    1

    هورااااا بزن به افتخاره نویسنده مهربون👏😍😂🤩

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    قربونت برم عزیزدلم😘

    ۶ ماه پیش
  • ترنم

    1

    در انتظار ادامه داستان ......🫠

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    امروزم پارت داریم

    ۶ ماه پیش
  • برام سوال پیش اومد

    1

    چرا همین الان عقدش نمیکنه که دیپورت هم نشه که میخواد بزاره بعد از دنیا اومدن بچه عقد کنن؟ اگر احتمال دیپورت وجود داشته باشه و به دانیال دوباره الا رو ببینه بخاطر اذیت کردنش و بچه ای که تو شکمشه عقدش میکنه

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    دارا نمیتونه عقدش کنه چون بارداره

    ۶ ماه پیش
  • Asma

    1

    واقعا چقدر سخته وضعیتی که الا داره از ها راهی بره فکر میکنه اشتباهه

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    🫠

    ۶ ماه پیش
  • فاطیما

    1

    هیییی چه دنیای سختی میشه بدون پارت و انتظار کشیدن🥲

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    امشب پارت داریم

    ۶ ماه پیش
  • کوثر

    1

    یعنی جمعه پارت نداریم؟🥲

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    داریم

    ۶ ماه پیش
  • کوثر

    1

    واقعا یکی از جذاب ترین رمان هاییه که خوندم و اینکه کلیشه ای پیش نمی ره خداقوت بهت عزیزم❤️

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    لطف داری عزیزدلم😘

    ۶ ماه پیش
  • کوثر

    1

    واقعا نمیشه در مورد شرایط الانشون نظر داد چون خیلی بهم ریخته ست فقط میشه منتظر ادامه موند تا ببینیم چی میشه

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    خداروشکر که به نتیجه دلخواهم رسیدم😁

    ۶ ماه پیش
  • معصومه

    2

    اوضاع یه طوریه که نمیدونم کی حق داره و کی حق نداره

    ۶ ماه پیش
  • دیبا کاف | نویسنده رمان

    😂

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️