چند قدم فاصله به قلم دیبا کاف
پارت شصت و یک :
ساعت ها اشک ریخته بودم و حالا حتی نور مهتابی های روی سقف آفیس چشمم رو میزد.
با وجود شب سختی که گذرونده بودم سر کار حاضر شده بودم که بهانه ای دست دارا برای دنبالم اومدن ندم.
کاغذهای روی میز و لپ تاپ و لیوان قهوه سرد شده همونطور بود که دو شب پیش رها کرده بودم.
من اما انگار از یک سیاره دیگه برگشته بودم.
بی هدف صندلیم رو چرخوندم که نگاهم به تقویم روی میز افتاد.
همون تقویمی که هربØ
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

دیبا کاف | نویسنده رمان
نمیدونید چقدر با کامنتتون انرژی مثبت گرفتم خوشحالم که انقدر رمان رو دوست داشتید عزیزدلم سپاس از همراهی شما😍
۶ ماه پیشfrh
1سلام دیبا جان اول این که قلمت عالیه واقعا حس خواننده رو زمان مطالعه مقلوب میکنی راجب شخصیت دارا تو داستان متعجب شدم راستش انتظار داشتم یکم مغرور باشه در عین حال حامی و مهربون اینجوری خیلی دست یافتنی به نظر میاد به عنوان شخصیت اصلی داستان البته نظر شخصیم هست
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
مرسی از لطفتون عزیزدلم جلوتر که بریم بیشتر با شخصیت دارا آشنا میشید
۶ ماه پیشفاطیما
1من که هستم عزیزم🥲😍
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
قربونت برم من همراه مهربونم😘
۶ ماه پیشترنم
1همه جا آسمون یه رنگه چه ایران باشه چه خارج غم که باید بیاد میاد🤦 ♀️
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
بالاخره روزای خوبم میاد مطمئن باشید
۶ ماه پیشکوثر
1چراهی همه چیز بدتر میشه😞
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
🫠
۶ ماه پیشآنیا
1چی بگیم والا😐🤌🏻اینقدر پیچیده شد که نمیشه چیری گفت🫠
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
به نظرتون خوبه یا بد؟
۶ ماه پیشAsma
1وای چقدر همه چی دوباره پیچیده شد😐
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
بله😁
۶ ماه پیشچمران
2واقعا آلا بیفکر یعنی یه همکار زن نداشت که ازش کمک بخواد بعدم میدونست طرف به خاطر چی نزدیکش میشه ولی ازش کمک خواست .یه مقدار تفکر هم خوبه
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
🫠
۶ ماه پیشمعصومه
1بیا اوضاع پیچیده تر شد که، از دست ایرنه حرص بخوریم یا ریکاردو؟ جفت شون فقط حرص مون میدن
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
همشون کمر بستن آلا رو اذیت کنن
۶ ماه پیشفاطیما
1وای وای چه پیچیده شد🫢 دیبا جان من به شدت پارت هدیه لازمم🥲
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
حمایت ها کمه وگرنه من خیلی پارت میذارم اکثر رمان ها هفته ای سه پارت دارن اما ما هرروز پارت داریم
۶ ماه پیشمحدثه
3میشه لطفا بگین دانیال تو کدوم پارت میاد من همش منتظر دانیالم
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
سه تا پارت دیگه میاد
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

frh
1من دارا رو خیلی دوست دارم اما یکم خصوصیات کارکتر به چهرش نمیخوره این رمان خیلی حال و هوای رمان گناهکار و داره تا حالا تو هر رمانی گشتم یکی شبیه آرشام تو گناهکار و پیدا کنم اما نبود😂 ولی الان انگاری دار کمی شبیه آرشام بعد سال اولین باره رمانی با همون قدرت و شور و هیجان میخونم واقعا بی نظیری