پارت دوازده :

-مشکلی نیست آدمش پیدا میشه مامان جون.
بعد با صدای بلند گفتم: نرگس خانم، اشرف خانم، میترا، آقا مهران و خانم ها و آقایون محترمی که اینجا تشریف دارید، من ترانه 19 ساله دانشجوی رشته حسابداری، بی هنر، بی ادب، غرغرو، گوشه گیر و از جمع فراری، نیازمند یک عدد همسر هستم. مهم نیست کی باشه، فقط فرزاد نباشه. لطفاً حاضرین به غایبین برسونن. ثواب داره والله. یه مادرو از نگرانی دربیارید. خدا عوضتون بده،

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت فرزاد در رمان تقدیر ترانه فرزاد
تصویر شخصیت کیوان در رمان تقدیر ترانه کیوان
تصویر شخصیت مهران در رمان تقدیر ترانه مهران
تصویر شخصیت ترانه در رمان تقدیر ترانه ترانه
تصویر شخصیت میترا در رمان تقدیر ترانه میترا
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    چه خانواده متحدی هستن مدام دست به یکی می کنن و ترانه رو گیر میندازن 😂

    ۵ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    متاسفانه استفاده درستی از اتحادشون ندارن 😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • بهاره

    0

    تا اینجاش که باحال و خنده دار بود

    ۶ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    خدا رو شکر که دوست داشتید عزیزم 🙏🏻

    ۶ ماه پیش
  • Maria

    0

    داستان جالبیه ونویسنده قلم خوبی داره

    ۶ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    نظر لطف شماست بانو جان 🙏🏻😍

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️