پارت نهم :

از حرف هایش خندیدم. خنده ای عصبی و بلند.
-چرا می خندی ترانه؟ داری منو مسخره می کنی؟ من دارم از دلم برات میگم، از احساسم. ترانه ...
-کیوان که اونقدر باشخصیت و متین پا پیش گذاشت و مطمئناً بیشتر از تو منو دوست داشت که زودتر به فکرم افتاد، جوابش منفی بود. در مورد سامان هم هنوز حضوراً خواستگاری انجام نشده چون در تدارک سفر بودیم فقط تلفنی مطرح شده ولی من جوابم منفیه. حالا دیگه شما برو حساب خو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت فرزاد در رمان تقدیر ترانه فرزاد
تصویر شخصیت کیوان در رمان تقدیر ترانه کیوان
تصویر شخصیت مهران در رمان تقدیر ترانه مهران
تصویر شخصیت ترانه در رمان تقدیر ترانه ترانه
تصویر شخصیت میترا در رمان تقدیر ترانه میترا
آخرین نظرات ارسال شده
  • شیرین

    0

    میترا خیلی بامزه است. دوستش دارم دختر باحالیه

    ۵ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    موافقم 👌🏻

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️