پارت چهارده :

- کار من دیگه تموم شد، برم کمک کنم فرشارو بیاریم.
- برو منم الان میام.
ماهان که با قدم های بلند از حسینیه رفت بیرون منم با عجله کیسه زباله رو گره زدم و گذاشتمش گوشه ی دیوار، ولی همین‌که خواستم برم بیرون کمک بقیه با دیدن سایه ای که اندازه اش چند برابر یه پرنده بود ماتم برد.
با وحشت و صورت عرق کرده خیلی واضح سایه ی هیکلی رو تونستم ببینم که پشت پنجره ایستاده. یه هیکل بزرگ که فقط در صور

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ƒαтιмα

    0

    عمه خوبی نداری علی جان

    ۵ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    مخصوصاً اون چشماش🫣🫣🫣

    ۵ ماه پیش
  • Ravenna

    0

    آدم یاد چراغ قوه می افته 😂

    ۵ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    کجاش؟🤭

    ۵ ماه پیش
  • Ravenna

    0

    چشمای عمه ش دیگه

    ۵ ماه پیش
  • میم

    1

    این عمه اگه خودش جن نباشه ولی از صدتا جنم بدتره 🤭

    ۶ ماه پیش
  • Ravenna

    1

    ممکنه اجنه بخاطر اینکه علیرضا به حسینیه کمک میکنه اذیتش کنن یا دلیل دیگه ای داره؟ این عمه ش هم بدجور مشکوکه، یا نویسنده میخواد توجه ما رو به سمت اون معطوف کنه یا واقعاً تصمیم گرفته به حامد خبر بده!

    ۶ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    دلیلش که... یه چیز دیگه ست 😈😈

    ۶ ماه پیش
  • Ravenna

    1

    فکر کنم با عمه ی علیرضا مسابقه گذاشتی اون برادرزاده ش رو می چزونه توئم ما رو زجرکش میکنی 😂

    ۶ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    باور کن قصدی ندارم، درد دست و مشغله اجازه نمیده وگرنه روزی ده تا پارت میذاشتم😆😆♥️♥️

    ۶ ماه پیش
  • سحر

    2

    فکر کنم عمه هه خودش جن باشه🤣🤣🤣

    ۶ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    😂😂😂

    ۶ ماه پیش
  • زن سیاوش

    1

    قیافه عمه اش از جن ترسناک تره😂😂

    ۶ ماه پیش
  • زهرا باقری | نویسنده رمان

    🫣😆🤭

    ۶ ماه پیش
  • زن سیاوش

    1

    حداقل یکم واسه شجاع بودن تلاش می کردی علیرضا.🥲😂

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️