پارت سی و پنجم :

از زبان لیرا
صبح که بیدار شدم حس گرمای عجیبی داشتم، یعنی گرم‌تر از اونی بود که طبیعی باشه. نکنه خانواده‌ی بلک‌ورث یهو دلشون سوخته و برام بخاری گذاشتن؟ نه... اصلاً جور در نمی‌آد. وقتی اونا من رو لایق آب گرم نمی‌دونستن، چرا باید بهم گرمایش می‌دادن؟

همین‌طور که داشتم به هوش می‌اومدم، بیشتر متوجه اطرافم شدم و وقتی فهمیدم توی اتاق خودم نیستم، وحشت کردم. من کجا بودم؟

یه ص

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
آخرین نظرات ارسال شده
  • sara

    0

    عاشقه قلمت شدم ولی کاش میتونستی هرروز بزاری و امیدوارم آخرش خیلی خوب تموم بشه ممنون از زحماتت عزیزم

    ۶ ماه پیش
  • ریحان

    9

    کاش میشد روزانه پارت بزارید اینجوری لذت رمان بیشتر

    ۶ ماه پیش
  • لطفا زود زود بزارید

    1

    آخه اینق میخام ببینم چی میشه دلم طاقت نداره🥺🥺

    ۶ ماه پیش
  • بهار

    2

    امیدوارم همینجور خوب پیش بره

    ۶ ماه پیش
  • پرند

    6

    چقدر این دوتا خوبن🥹🥹🥹🥹

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️