پارت سی و چهارم :

«لیرا... لیرا... برگرد پیش من. تو اینجایی و جات امنه، من پیشتم، قول می‌دم نذارم کسی اذیتت کنه.»
اون صدا رو می‌شناختم... صدای ساروس بود، اون اومده بود دنبال من! روی صداش تمرکز کردم، فقط روی صداش، و قبل از اینکه بفهمم، توی آغوش گرم و آشنای اون بودم. امنِ امن.

زیر لب گفتم: «س-ساروس؟» امیدوار بودم واقعاً اینجا پیشم باشه.
بغلش رو تنگ‌تر کرد و من رو بیشتر به خودش چسبوند و گفت: «آره منم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • بهار

    1

    فکر کنم هنوز بابد عذاب بکشه کابوس هاش تمومی ندارن، بیچاره لیرا😔

    ۴ ماه پیش
  • معصومه

    0

    خیلی عالی تا اینجا قشنگ است ممنون

    ۴ ماه پیش
کپی شد!