پارت شصت و پنجم :

لحظه‌ای بعد که همزمان نفس گرفتند، کشیدگیِ نوک بینی کیسان روی پوستش سبب شد چشم بگشاید. رخ به رخ، نگاهشان خیره به هم، بالاخره نازنین با زمزمه‌ای خفه سکوت شکست.

- هنوزم ازت... هنوزم ازت متنفر نیستم؛ ولی الان نمیدونم باید...

- هیچی لازم نیست بگی، هرچیزی بگی خلاف احساسات درونیته؛ یک‌سال توی دلم سنگینی می‌کرد نه تونستم به کسی بگم نه اصلاً کسی رو داشتم که بهش بگم، منتظر بودم همچیÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • نسترن

    0

    نوشاد خیلی گناه داره بیچاره

    ۵ ماه پیش
  • الی

    1

    دلم برای نوشاد کبابه طفلکی ولی اگه واقعا عاشقه باید یک تغییر تو خودش ایجاد کنه فرانک نمی فهمم واقعا حسش به نوشاد چیه

    ۵ ماه پیش
  • هستی

    0

    خیلی دلم میخواست بدونم توی سفرخرمشهرچه اتفاقی برای فرانک افتاده که چندبارهم توی پارت ها اشاره شده

    ۶ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    اینو جلوتر ازش میگم..

    ۶ ماه پیش
  • Mika

    1

    من کیسان رو با سیگار میشناسم بس که این بشر داره سیگار میکشه هی فرت و فرت🚬😅 این نوشاد هم اول سعی کنه خودشو درست کنه بعد از دختر مردم انتظار داشته باشه به زنش شدن فکر کنه واقعا نمی دونه همین معتاد بودن خودش ی دلیل مهم برای اینه که فرانک اصلا بهش فکر نکنه 🥲😤

    ۶ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    نوشاد انقدر پسر احساساتیه اول به عشق فکر میکنه بعد اعتیاد

    ۶ ماه پیش
  • برکه

    0

    نوشاد برادر تکانی ب خودت بده بدو

    ۶ ماه پیش
  • مامان پری

    0

    رمان افتاده تومسیر قشنگش فقط دوتامورد اذیت میکنه اعتیاد نوشاد و وجود صامت

    ۶ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    خب رفع این دو مورد مخصوصا وجود صامت یکمی مشکله🤔😂

    ۶ ماه پیش
  • پری مامان

    0

    پس با این تفاسیر قراره صامت حالا حالاها حرصمون بده

    ۶ ماه پیش
  • آرزو

    1

    یه حس مبهمی بهم میگه آخرش نوشادنصیب سایدامیشه نازنینم که واسه کیسان سرخاندان آهنگرمیمونه بی کلاه 😊😊😊مرسی برای پارت هدیه اصلادیدم قلب قلبی شدم😍😍

    ۶ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    زوج قندی میشنا نوشاد و سایدا

    ۶ ماه پیش
  • هانیه

    0

    امیدوارم نوشاد بتونه ترک بده ولی فک نکنم صامت به این راحتی از نازنین دست بکشه من فک میکنم صامت برای انتقام به سایدا نزدیک میشه از احساساتش استفاده می کنه شاید ام عاشق شد

    ۶ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    عاشق شدنش حدس جالبیه‌ها

    ۶ ماه پیش
  • پگاه

    0

    آفرین به نوشاد ،خدا کنه ترک کنه

    ۶ ماه پیش
  • سعادت

    0

    اگر نوشاد بتونه ترک کنه که عالی میشه قلمت مانا عزیزم بسیار زیبا و دلنشین 🌸🌸🌸🌸🌸🌸

    ۶ ماه پیش
  • زهرا

    0

    این صامت عجب آشغال ما دخترا همیشه احمقیم ک عاشق همچنین پسرای کثافتی میشیم والا🫡🤨

    ۶ ماه پیش
  • مینا

    0

    ای داد بیداد ترک کن نوشاد این کوفتی رو

    ۶ ماه پیش
  • ف م

    0

    چه قدر سخت برای نوشاده

    ۶ ماه پیش
  • اسرا

    0

    منی که نمی تونم استوری ببینم😭😭😭😡

    ۶ ماه پیش
  • زیبا

    0

    خدا کنه حالا که اراده کرده بتونه ترک کنه من خیلی خیلی دوسش دارم ❤️ صامتم که کینه بزرگی به دل گرفته معلوم نیست کی زهرشو بریزه

    ۶ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    خیلی بد کینه‌ای از آب دراومد این صامت

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️