پارت شصت و چهارم :

چشمه‌ی اشک نازنین ماه را غرق کرد، خورشید که برآمد این چشمه را خشکاند؛ نگاهی که از چهره‌ی گریان خود ربود را صبح روز بعد به چهره‌ی آرامش دوخت.

شب قبل که با پیراهن و دامن مراسم همان نشسته روی صندلی با سری بر میز خوابش برد، صبح پس از اینکه آبی به تن زد، بافت آستین‌بلند و یقه‌دار کرم‌رنگی پوشید و رویش سارافون یقه‌خشتی با طرح چهارخانه‌ی قهوه‌ای و خطوط کرم، دکمه‌هایی که زیر یقه تا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسترن

    0

    عجب پارتی بود دمت گرم مهدیه

    ۳ ماه پیش
  • الی

    2

    کیسان واقعا یک مرد رویایی🛐😭

    ۳ ماه پیش
  • زهرا

    0

    چی میشد در واقعیت هم کسانی وجود داشت تا ما نگران فردا نباشیم🥺🥺

    ۳ ماه پیش
  • هستی

    0

    توی اون قرار داد چی نوشته مردم از فضولی

    ۴ ماه پیش
  • برکه

    0

    بابا قلبمون توانشو ندارهههههه

    ۴ ماه پیش
  • ساناز

    0

    ای کاش همه ی زن ها یه همچین مردی داشتن😍

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    با وجود کیسان‌های واقعی چه عشقای قشنگی داشتیما😭

    ۴ ماه پیش
  • Nia

    1

    چطورییی امکان دارهههه یه مرد اینقدر خوبببب باشهههه🫠

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    امکان داره اگه کیسان بختیار باشه^^

    ۴ ماه پیش
  • سارا

    0

    نههه به فرخ حساسیت دارم حداقل مزدکو بده ببرم

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    کادوپیچش میکنم🤝🏻

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    0

    وااای نویسنده جااان قلبم تحمل اینقد دلبریو نداره کیسان میخوام کیساااااان😂🤩 حالا که کیسان موجود نیس حداقل ی پارتی چیزی🥺🙊

    ۴ ماه پیش
  • آرزو

    3

    یکی ازخواسته هام اینه بیام تواپلیکشن بعدببینم رمان گلگونه کلی پارت هدیه گذاشته اصلافکرشم قلبمودچارتپش میکنه🥰🥰🥰

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    قشنگِ من🤍

    ۴ ماه پیش
  • آرزو

    2

    واییییییییییی من دیگه این رمانونمیخونم.....یعنی چی الان ازین کیساناپیدانمیشه....عع من یذره دیگه ازین دلبریای کیسانوبخونم ایست قلبی میکنم🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰اصلنم به نازنین حسودی نمیکنم😭😭😭😭

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    کاملا معلومه چقدر حسودی نمیکنی😭😂

    ۴ ماه پیش
  • هناسه

    2

    وایییییییی آخه ی مرد واقعا میتونه انقدر قشنگ و عاشقانه و دلبر صحبت کنه؟نازنین واقعا اگه دل بهش نبندی ی احمق به تمام معناهستی. کجا شوهر به این عاشقی یدا میککردی آخه احمق جان

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    عشق به بعضیا یاد میده، کیسان با جدیت میخواد لو بده یه مرد چقدر میتونه عاشق یه زن باشه^^

    ۴ ماه پیش
  • سعادت

    1

    منی که از اولین پارت این رمان عاشق شدم سپاس بانو عالی و زیبا دل نشین 🌸🌸🌸🌸🌸🌸

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    ممنون که همراهی زیبا🤍

    ۴ ماه پیش
  • سارا

    1

    کیسانو میخوام فوری ممنون بابت پارت قشنگ و طولانی

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    کیسان تموم کردیم، فقط فرخ موجوده

    ۴ ماه پیش
  • رزا

    1

    این کیسان با وجود پدر ومادری مثل فرخ و صفورا چرا اینقدر خوب و جلتنمن شخصیت کیسان مثل خود مهدیه جون دوست بداری هست مهدیه جون از این کیسان ها اضافه نداری بدیش به من 🤗

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    راستش اگه اضافه داشتم خودم میبردمش😭😂

    ۴ ماه پیش
کپی شد!