جایی میان آغوشت به قلم سمانه حسینی
پارت صد و هشتم :
خودم را به مرگ میزدم تا بلکه شاید سراغم را بگیرد... نگاهم را دوختم به سجاده و سر به دیوار نمازخانه تکیه دادم. قلبم هنوز هم میتپید! صدای لولای در که بلند شد، بی آنکه نگاهم را بلند کنم آرام گفتم: _ میشه تنهام بذارید! به چیزی احتیاج ندارم.
_ شیدا! بابا جان منم!
شنیدن صدای گرفته و بی جانِ بابا علیرضا نگاه پر دردم را به سمت خودش کشاند. قلب پاره پاره ام انگار تحمل دیدن احوال بدش را نداشت.
_ ع
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
سرو
1عالی بود سمانه
۴ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
فدایت🫶🏻😍
۴ ماه پیشپگاه
1ای ول به رادمهر جونم😍😍
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
گرد و خاک به پا کرد
۵ ماه پیششادی
3آخ رادمهر دلم برات یه ذره شده ترو خدا پاشو زودتر😔
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
❤️🩹🥺
۵ ماه پیشفاطمه
4اینقدر رمان تا اینجا دقیق پیش رفته واقعا باریکلا داره. هر چند قلبم الان واسه رادمهر داره تند تند میزنه🥺 ولی واقعا سمانه جان خیلی عالی پیش رفت
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم🥰
۵ ماه پیشمیم
4طعنه چی بزنه وقتی خودش باعث شد رادمهر خودش تنها و زودتر بره وعملیات رو انجام بده 😔🙏🏻
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره والا 🥺
۵ ماه پیشمیم
5خدارو شکر حداقل این پرونده تمام شد،اون عفریته هم طلاق و هم به درک رفت و برادر پست تر از خودشم گیر افتاد،خدا کنه رادمهرم بهوش بیاد 🤲
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
اوهوم🥺❤️🩹
۵ ماه پیشحسام
4آخ لعنت بهت مریم🤦🏻 ♂️ ببین چیکار که نکردی باورم نمیشه
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دقیقا
۵ ماه پیشپروانه
5زنیکه کثافت به جهنم که به درک رفت بچم رادمهر و به چه روزی انداخت😭
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره واقعا
۵ ماه پیشاهو
5بی اندازه ممنون بابت پارت هدیه😍 خیلی ماهی سمانه جون
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
فدایت🥰
۵ ماه پیشمهتاب
5و منی که دارم حساب میکنم که تا تموم شدن رمان چیزی نمونده و غصه عالم من و گرفته🥲❤️ 🩹
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
خیلی کم مونده🥲❤️🩹
۵ ماه پیشستاره
4گریهههههههههههههههه دارمممممممممممم😭😭😭😭😭 چقدر قشنگ نوشتی این صحنه ها رو
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
قربونت🥺
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نسیم
0ای بمیری مریم که پسرمو بهش شلیک کردی البته به سزای کارت رسیدی و مردی از دستت خلاص شدن یه عالم فقط مونده رادمهرم بیدار شه🙂🙂