پارت چهارم :

- بازم که دستوری باهام حرف زدی!

شک نداشتم که توی ذهنش بارها و بارها توی اون لحظه تصورِ خفه کردنم رو مرور کرده بود.

دستش بدجوری زیرِ ساتورم بود و حالا حالاهم قصد نداشتم بی‌خیالش بشم.

تازه داشتم لذت می‌بردم اصلاً...

کلافه و پر ح ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!