آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت چهارم :
- بازم که دستوری باهام حرف زدی!
شک نداشتم که توی ذهنش بارها و بارها توی اون لحظه تصورِ خفه کردنم رو مرور کرده بود.
دستش بدجوری زیرِ ساتورم بود و حالا حالاهم قصد نداشتم بیخیالش بشم.
تازه داشتم لذت میبردم اصلاً...
کلافه و پر ح ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
متاسفانه به خاطر کندی سرعت اینترنت، پارت به صورت کامل بارگذاری نشد. لطفا پارت را مجدد بارگذاری کنید
بارگذاری مجدد پارتبا تشکر از صبر و شکیبایی شما
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
بگردم😂😂
۴ هفته پیشمعصومه
1وای مردم😂😂بدبخت سیاوش از این به بعد بخواد با دوست دخترش حرف بزنه ۱۰ کیلومتر از اون خونه و هر جایی که آشوب باشه دور میشه😂
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره دیگه باید حواسش باشه🤣🤣
۲ ماه پیشنسترن
2سیا مثل داداشمه تا کارش گیره قربون صدقه هاش شروع میشه همین که خرش از پل گذشت سایه م با تیر نیزنه😑😂
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ولی خدایی بهترین موجودات روی زمینن این داداشا🫠😂
۳ ماه پیشنسترن
0آره با اینکه خیلی رو مخن ولی بدون خودشون صفایی نیست 😂🙃
۳ ماه پیشمبینا
0آشوب قشنگ مثل اسمشه انگار ،دهن سیاوش به چُخ داده😂
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اسمش بیخودی آشوب نیست 😉
۳ ماه پیشZahra
0سیا جان این کارا قبلل امدنت به رمان بود از این به بعد شئونات رعایت کن اینجا کراش ی ملتی وگرنه بد میش🔪🔪
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
رو چشماش 😂🫡
۳ ماه پیشBiti
0,آره دیگه وگرنه کسی نیس بخاد اینو بسازه😂
۴ ماه پیشBiti
0اینجاست که باید بگم،درد و نفرینننننننننننننن،خدا یه همچین عمویی شوت کنه پیوی من😂😂😂
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
پیوی!😂
۴ ماه پیشزن حدیث
0دهنت زن پی وی اخه 🤣😉
۴ ماه پیشA.m
0حال منو عمو کوچیکم که خودش میاد از دوست دختراش میگه😂🤦 ♀️
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خیلی خوبه ولی😂قدرشو بدونید
۴ ماه پیشSarina
0وای اره دقیقا 😂😂
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😂👌🏻
۴ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0پس آشوب ما ۲۹ سالشه
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره عزیزم
۴ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0اخ اخ سیا دهنت سرویس، اخه قربونت صدقه چیز دار چه صیقه ایه😂😂😂
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😁سیاوش است دیگر
۴ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0" بشین دهن سرویس" واییییییییییی 😂😂😂😂 با تک تک کلماتش میتونم روده بر شم😂😂
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ای جونم🤣🤣🤣
۴ ماه پیشدیانا
0عاشق شخصیت های رمانتم. ای خدااااااااااااا من ۵ تا عمو دارممم ولی هیچ کدوم این شکلی نیستن😭😭😭 اخ جون. نمیدونی چقدر آتو دوست دارم کههه. یعنی عاشق آتو داشتن از یکی ام.
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عشقم تو واقعیت پیدا نمیشه😂گشتم نبود، نگرد نیست
۴ ماه پیشدیانا
0اره راس میگی. ۵ تا عمو دارم ۴ تا عمه. ۷ تا دایی. هیچ کدوم این شکلی نیستن🥲😂 فکر کنم یه ذره خانواده مون شلوغه
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ماشاالله چقدر خوب و پرجمعیت😍 خانواده مائم همینقدر زیاد و پرپشتن😁
۴ ماه پیشدیانا
0اره والا نصف جمعیت ایران و ما تشکیل دادیم😂😂
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
کل ایران عشقه
۴ ماه پیشدیانا
0اون که بعله
۴ ماه پیشم.ر
0ما تو فامیلمون خانمه ۱۴ بچه داشت😅😅☺️ دیگه شوهره مرد وگرنه ادامه میداد
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
وای یاخدا!😂😂
۴ ماه پیشدیانا
0واتتتت😑😑😑 چه باحااال دیگع شوهر بیچاره نکشیده تموم کرده
۴ ماه پیشآتانازدلارام
0اینجاست که باید گفت خسته نباشی دلاور👏👏
۴ ماه پیشSarina
0من داییم یک سال ازم بزرگتره دقیق مثل سیاوش هست😂😂
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خیلیم عالی😍
۴ ماه پیشآتانازدلارام
0حاجی رسما خودم ریختم پشمام موند عجب فامیل های با حالی داری اونوقت شما خودتون تو خانواده چند نفرید خواهر 😂😂
۴ ماه پیشم.ر
0۲تا 😊😊😊😊خواهر
۴ ماه پیشآتانازدلارام
0انشالله همیشه شاد وکنار هم باشید راستی اسم کاملت چیه خانم م.ر اصلا آقایی یا خانم 😉
۴ ماه پیشمریم
0م.راول دوم اسممه
۴ ماه پیشمریم
0ممنونم شما همچنین در کنار همسرت خوشبخت باشی😘
۴ ماه پیشهانیه
0منم عمو جوون دارم ولی مثل سیاوش نیس آخه چرااااااااا 😂😂😂
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
درد و نفرین💔درد و نفرینننن
۴ ماه پیشنگار
0به منم از این عمو ها میدید؟ گناه دالما
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بردار ببر اصلاً😁
۴ ماه پیشNegar
0این سلی اسمم فالسی شد ببخشید😁🥺
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نگار
0وایی از دست این آسوب من یه جایی هستم که نباید بخندم اینا به فضای اونجا نمیخوره ولی بااین کارایی که آشوب کرد و حرف های که زد از شدت خنده لبم رو به دندون گرفتم،لبامو بردم تو دهنم،دندون هامو روی هم فشار دادم ولی واقعانی سخت بود جلو این همه آدم خودم رو کنترل کنم😄💙💙