آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت پنجم :
با احساسِ تیر کشیدن قلبم و درد سنگینی که توی قفسهی سینهام نشست، چشمامو از هم باز کردم و از حالت درازکش در اومدم.
دستمو فشار دادم روی قلبم...
و نفسهای عمیق و پشت سرهم کشیدم.
چی میخوای از جونم اول صبحی... چشم زدم به خودم!
...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
متاسفانه به خاطر کندی سرعت اینترنت، پارت به صورت کامل بارگذاری نشد. لطفا پارت را مجدد بارگذاری کنید
بارگذاری مجدد پارتبا تشکر از صبر و شکیبایی شما
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره داشتن راجع به قاتل پدر آشوب صحبت میکردن، ممنونم🌹
۴ هفته پیشمعصومه
1بگردم بچم قلبش مریضه😭
۲ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
کاش پیوند نمیشد
۲ ماه پیشابی
1وااای یعنی وکیل شده که انتقام پدرش روبگیرههه
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بله همینطوره
۳ ماه پیشفاطمه ❤️
1عالی بود حدیث جان 💜💜💜💜
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قربون شما♥️
۳ ماه پیشنسترن
0ممکنه این پیرمرده همونی باشه که پدرش رو کشته؟
۳ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خودِ خودشه
۳ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0حدیثییی کانال جدیدم داری برای این رمانت؟؟
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه عزیزم همون کا*نال قبلیه
۴ ماه پیشدیانا
0عههههه سلام فن پگاه و پوریا. اخیییییی. گوگولیییییی. یادش بخیر
۴ ماه پیشفن پگاه و پوریا
0سلام گلم چطورییی 😊😇🤍
۴ ماه پیشدیانا
0سلاااام. عالییییییی:)
۴ ماه پیشدیانا
0وای خدا چه خانواده باحالی داره اشوب. ای خداا. اینکه قلبش با باتری کار میکنن😭😭. همش اول کاری منتظرم شاهزاده سوار بر موتور سیکلت، وارد رمان بشههههه. البته که بماند از همون اول کنجکاوم بدونم اشوب دنبال کیه و قضیه باباش چیه. در کل عالیه. عالیییییییییی
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
صبور باشید مشخص میشه بزودی😉
۴ ماه پیشدیانا
0ای جونمی جووون. پس قصه مون شاهزاده هم دارههههه💃💃
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره، یدونه نهها😂چندین تا😂😂
۴ ماه پیشآتانازدلارام
2من که گفتم این رمان پسر جیگر حتما زیاد داره 🤣🤣
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دوسه تا داره دیگه😁
۴ ماه پیشدیانا
0اولالااا. پس مثلث و مربع عشقی در راهِ😂😘♥️
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چه بگم که ناتوانم توی لو دادن ماجرا😂
۴ ماه پیشدیانا
0اشکال نداره. خودم تا تهش و رفتم😂😘
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نوچ. نرفتی😁 نمیتونی هم بری
۴ ماه پیشدیانا
0عههه😭😭😭😭 الکی که وکالت نمیخونم خانم خانما. شاید وکالت، شاید کاراگاه. ولی هردوتاش مثل همه تقریبا. بالاخره باید هم یه حدس هایی بزنم دیگه تو رمان. ولی مطمعنم قراره هیجانی بشه و ذهن من و به خودش مشغول کنه
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قطعاً هیجانی خواهد شد. ژانر اصلی ترسناک و تخیلیه
۴ ماه پیشدیانا
0خلاصه هرچی دوست دارم تو این رمان جمع شده. شخصیت اشوب خانواده خوب. (البته منظورم فقط داییشه و عمشه و دختر عمه ش))
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
و البته پدربزرگ و مادربزرگ خوب :)
۴ ماه پیشدیانا
0بعله. از قلم انداختم این دوتارو.
۴ ماه پیشآتانازدلارام
0💃💃آره آره داره نای نای نی نای نای 💃💃باز زیادی کامنت گذاشتم الان حدیث منو تبدیل به موز می کنه 🤣🤣
۴ ماه پیشدیانا
0عههههه. تو همونی که حدیث تو کانال گفت جلو جلو ازش پارت میخواستییییی؟؟ پس تقریبا خبر داری چی میشه خانم خانما
۴ ماه پیشآتاناز دلارام
0نه به جون خروس همسایمون من کاملا بی اطلاعم دختر منو با حدیث در ننداز حدیث منو هم مثل شما گذاشته تو خماری
۴ ماه پیشدیانا
1چقدر تو باحالی دختررررر
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه عشقم😂دلارام نیست
۴ ماه پیشدیانا
0ای بابا😂😂😂
۴ ماه پیشبرفین
0تخیلی و ترسناک هم هست که😁😁😁ای جااااااان
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اتفاقها داریم توی این رمان 😉
۴ ماه پیشنیست نما
0رمانت عالیه موفق باشی
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
سلامت باشی جانم، تا آخر مسیر همراهم باش🩷✨
۴ ماه پیش......
0وای بالاخره رمان شروع شد بعد از کتونی سفید که خیلی جذاب و خوشگل بود منتظر این رمانت بودم ایشالا موفقیت های بیشتر ❤️😘🌹
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مجدد خوش اومدی جیگر🤍
۴ ماه پیش.......
0قربونت عزیز❤️ 🔥
۴ ماه پیشستایش
0مرسی نویسنده جون رمان باحالی هست
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خوش اومدید عزیزم♥️🌱
۴ ماه پیشمبینا نیک نیا
0سلام پارت گذاری اشوب چه روز های هس
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
سلام. اطلاع خواهم داد🙏🏻
۴ ماه پیشNegar
0عرفان؟؟؟ کمک به آشوب؟؟؟ آشوب؟؟؟ 😎😁حدیث جونم اینا رو دیگه نکنی خواهر برادرا😭😎دمت گرم بی صبرانه و کنجکاو منتظر پارت های بعدی هستم😍✨
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
منتظر پارت بعدی باش که ببینیم عرفان کیه و چه نسبتی با آشوب داره🙃
۴ ماه پیشآتانازدلارام
0حدیث جون یه سوال تو خلاصه واطلاعیه گفتی که آشوب گرفتار نیروی شیطانی میشه منظورت نیروی جادویی شیطانی هستش یا مثلاً شیطون گولش میزنه وادم بدی میشه منظورت چی بود
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مشخص میشه توی پارتهای آینده...
۴ ماه پیشآتانازدلارام
0حدیث جون توکه از رمان کتونی سفید منو می شناسی میدونی بسیار بسیار فضولم من تا پارت های آینده از فضولی کچل میشم یه راهنمایی کوچولو☹️تولوخدا
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
کچل نمیشی عشقم. صبر داشته باشید یکمی🙏🏻این رمان از کتونی سفید هم پُرمعماتره و نیاز به صبوری و همراهیِ مخاطب داره..
۴ ماه پیشنیلو
0عالییییی❤️
۴ ماه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
♥️🌸✨
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نگار
0وایی دلم برا بچم آشوب سوخت و اما عرفان وارد داستان می شود 🤭 ولی من برا اومدن مهراب به داستان هیجان دارم وایی الان آشوب عرفان داشتن درمورد قاتل بابای آشوب حرف میزدن🤔عالیی بود💙💙